پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٦ - آراى بزرگان مذهب شيعه
خداوند امكان دارد و امر ممتنع و محالى نمىباشد. دليل بر اثبات رجعت، اجماع شيعه اماميه و اتفاق آراى آنان بر اين مسأله است كه اين اتفاق، از رأى معصوم- كه هرآينه حق و صواب است- حكايت مىكند ...
با پشتوانه اجماع طائفه اين امر به اثبات رسيده است كه خداوند گروههايى از مؤمنان و منافقان را هنگام ظهور حضرت مهدى زنده مىكند و به اين جهان باز مىگرداند تا از نعمت دولت حق بهره برده، از انتقام دشمنان لذت ببرند»[١].
٤. كاشف الغطاء: علامه معاصر، شيخ محمد حسين كاشف الغطاء، متوفاى سال ١٣٧٣ ه ق، در رد كسانى كه مسأله رجعت را از اركان مذهب تشيع شمرده و بر شيعه طعنه زدهاند، مىگويد: «عقيده به رجعت، لازمه مذهب تشيع نيست و انكار آن زيانى ندارد. اين مسأله هرچند براى آنان روشن و بديهى است، ولى ملازمهاى ميان تشيع و عقيده به رجعت وجود ندارد. اين همانند برخى از اخبارى است كه درباره نشانههاى قيامت گفتهاند؛ مانند: فرود آمدن حضرت مسيح، ظهور دجّال و خروج سفيانى.
اينگونه امور ربطى به اساس تديّن ندارد و از ريشههاى اسلام به شمار نمىرود و انكار آن موجب خروج از دين نمىگردد. همچنين اعتراف به آن موجب دخول در دين نمىشود. رجعت نزد شيعه همانند يكى از اينها كه گفتيم به شمار مىرود.
آيا كسانى كه به سبب اعتقاد به رجعت بر شيعه طعنه مىزنند، مىدانند رجعت چيست؟ چه امتناعى دارد كه خداوند گروهى را پس از مرگ زنده كند؟ باآنكه چنين پيشآمدهايى در زمانهاى گذشته به وقوع پيوسته و قرآن كريم از آنها ياد كرده است.
آيا داستان حضرت حزقيل و زنده شدن كسانى كه از خانههايشان بيرون رفته، از
[١] . رسائل شريف مرتضى، مجموعه اولى، ص ١٢٥ و ١٢٦.