پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٨ - مناقشات دلالتى
٣. فهم حاضران: حاضران در مراسم غدير خم از جمله «فمن كنت مولا فعلي مولاه» معناى ولايت را فهميدند و به همين جهت بزرگان و صحابه تراز اول- كه پيرامون حضرت بودند- ضمن تبريك به حضرت على عليه السّلام، به ايشان گفتند:
«أصبحت مولاي و مولا كلّ مؤمن و مؤمنة»؛ يعنى تو اكنون مولاى ما و مولاى هر زن و مرد مؤمن شدى. اگر مولا به معناى دوست باشد، حضرت امير عليه السّلام پيش از آن هم در نظر همه دوست بوده است.
شواهد ديگر: روزى شخصى نزد خليفه دوم آمد تا براى او قضاوت كند. پيش ازآنكه خليفه درباره او سخنى بگويد، مولا امير مؤمنان عليه السّلام- كه در آن جلسه حضور داشت- برخاست و حكم را صادر كرد؛ ولى چون حكم مولا بر ضد آن شخص بود، آن شخص به مولا پرخاش كرد و گفت: «من قضاوت تو را قبول ندارم».
خليفه دوم از اين سخن او ناراحت شد و از جا برخاست و با پرخاش به او گفت:
«واى بر تو، على ولى تو و ولى هر مؤمنى است».
گاه به خليفه دوم اعتراض مىشد كه تو به على خيلى بها مىدهى و در هر كارى با او مشورت مىكنى. خليفه در پاسخ مىگفت: «واى بر شما، على ولى من و ولى هر مؤمنى است». آيا مقصود خليفه دوم اين است كه برخى از مؤمنان دوست مؤمنان ديگرند؟ دوستى چه ويژگى خاصى براى حضرت است كه خليفه دوم آن را بگويد!
ممكن است اين پرسش پيش بيايد كه چرا خليفه با اينكه مىدانست على عليه السّلام، ولى اوست، ولى در مقام خلافت نشست و شؤون سياسى حكومت را به دست گرفت؟
تفاوت شيعه و سنى در همين است. شيعه، ولايت را نوعى سرپرستى عام مىداند كه شامل همه شؤون، از جمله مسائل سياسى، مىشود؛ اما اهل تسنن جنبه ولايت سياسى آن را نمىپذيرند.