پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١٩ - شبهه روايت معارض
كرد و گفت: «پروردگارا، من به واسطه محمد و خاندان محمد به تو نزديكى مىجويم. پروردگارا، من به واسطه بزرگ خاندان، على بن ابى طالب، به تو نزديكى مىجويم» و اين جمله را آنقدر تكرار كرد تا بر زمين افتاد و از دنيا رفت.[١]
اصبغ بن نباته: اصبغ بن نباته از شيفتگان امام امير مؤمنان عليه السّلام است كه با همه وجودش به حضرت عشق مىورزيد. در كتابهاى رجالى درباره او گفته شده است:
«هو فتن بعلي»؛ يعنى: او غرق در عشق على بود.
او به اندازهاى شيفته حضرت على عليه السّلام بود كه علماى رجال اهل سنت درباره او مىگويند: «روايتهاى او درباره على قابل پذيرش نيست، زيرا او عاشق على عليه السّلام بود».
اكنون كه با شخصيت اين دو راوى بزرگ (عكرمه و اصبغ بن نباته) آشنا شديم، پرسش اين است كه كدام عقل سالمى مىپذيرد كه اصبغ بن نباته از عكرمه چنين روايتى را نقل كرده باشد!
چگونه ممكن است اصبغ بن نباته- كه فريفته مولا امير مؤمنان است- مطلبى را برخلاف نظر مولا و معشوق خود مطرح كند؟ يا چگونه عكرمه- كه تربيت شده ابن عباس است و از شاگردان متخصص اوست- برخلاف نظر ابن عباس روايت مىكند.
مولا امير مؤمنان عليه السّلام و ابن عباس درباره جريان حديث كساء روايت مىكنند كه اين جريان در حق پيامبر، على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السّلام بوده است.
مولا امير مؤمنان اينگونه روايت مىكند:
عن علّي قال: «جمعنا رسول اللّه في بيت أم سلمه أنا و فاطمة و حسنا و حسينا ثم دخل
[١] . كفاية الاثر، ص ٢٩٠ و ٢٩١؛ بحار، ج ٣٦، ص ٢٨٧ و ٢٨٨.