پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٣ - مراتب هدايت
هدف پيامبران نيز پشتيبانى از خرد انسان و بيدار كردن اين نيروى درونى است.
مولا امير مؤمنان عليه السّلام درباره فلسفه ارسال پيامبران مىگويند: «پيامبران را پىدرپى بر مردم فرستاد تا پيمانى را كه در ميثاق فطرت با آنان بسته بود، ادا كنند و نعمتهاى فراموش شده را [كه بزرگترين آنها عقل است] يادآور شوند و برسانند آنچه را بايد برسانند و آنچه را كه در گنجينههاى خرد نهفته، برانگيزانند»[١].
تلازم حكم شرع و عقل: زيربناى مذهب تشيع، تبعيّت احكام شرعى از مصالح و مفاسد واقعى است. علما گفتهاند: «الأحكام الشّرعيّة ألطاف إلى الأحكام العقلية»؛ «هريك از احكام شريعت، لطف و عنايتى است كه به احكام عقل ارشاد مىكند».
بنابراين آنچه شرع مىگويد، همان است كه خرد انسان مىگويد و در حقيقت، شرع ارشاد به حكم عقل مىكند. اگر عقل از وابستگىها رها باشد، همان را مىگويد كه شرع مىگويد.
اختصاص عقل به انسان: نيروى عقل به انسان اختصاص دارد و ساير موجودات از آن بىبهرهاند: إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا[٢].
خداوند امانت خود را- كه همان عقل و قدرت انديشه است- با همه موجودات سنجيد، هيچ موجودى شايستگى پذيرفتن آن را نداشت و چون انسان اين شايستگى را داشت، به او سپرد.
جمله «إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا» به اين معناست كه انسان با اينكه شايستگى پذيرش امانت الهى را دارد، اما متأسفانه خودش را نشناخته است. انسانى كه به ارزش خود پىنبرده باشد و نداند كه با حيوانات فرق دارد، به نفس خود جاهل است و به خود ستم روا داشته است.
نكته: مرحله عقل و مرحله فطرت، تكوينى هستند و در نهاد همه انسانها وجود دارند.
[١] . نهج البلاغه، خطبه ١، ص ٤٣.
[٢] . احزاب، ٧٢.