پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٩ - چند اشكال بر صدوق
خشمگين است، گاهى تحت تأثير عاطفه است و گاهى حواسش جمع نيست.
بنابراين همه سخنانش موزون نيست و نوشتههاى تو در آينده براى ما مشكلآفرين مىشود».
هنگامى كه او اين جريان را براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل كرد، حضرت به او فرمود:
«بنويس، قسم به كسى كه جانم در دست اوست، چيزى جز حق و حقيقت از بين دو لبم بيرون نمىآيد»[١].
در صحيح ترمذى آمده است كه روزى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر منبر فرمود: «مبادا پس از من برخى بر سرير ملك تكيه زده، در پاسخ به سؤالات شرعى مردم بگويند:" ما كارى به پيغمبر نداريم، كتاب خدا نزد ما وجود دارد، ما تنها به حلال و حرام آن اعتقاد داريم"».
شمس الدين ذهبى- كه از نويسندگان معتبر جهان تسنن است- كتابهاى بسيارى براى شناساندن صدر اسلام نوشته است. او در يكى از كتابهايش به نام «تذكرة الحفاظ»[٢] مىنويسد: «پس از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله، خليفه اول صحابه را جمع كرد و به آنها گفت:" شما گاهى در نقل روايت از پيامبر باهم اختلاف پيدا مىكنيد و اين اختلاف ممكن است بيشتر شود، از اين پس حق نداريد حتى يك حديث از پيامبر نقل كنيد. اگر كسى از شما درباره احكام شريعت پرسيد، به او بگوييد كه نزد ما كتاب خداوند وجود دارد، پس حلال آن را حلال شماريد و حرام آن را حرام بدانيد"».
روزى خليفه به راويان حديث دستور داد نوشتههايشان را بياورند تا بررسى كند.
هنگامى كه همه دستنوشتهها جمع شد، دستور داد همه را آتش بزنند. دختر وى مىگويد: «پدرم صحيفهاى داشت كه در آن پانصد حديث از پيامبر جمعآورى كرده بود. روزى به من گفت:" آن صحيفه را بياور". من هم آوردم و پدرم همه نوشتههايش
[١] . مسند احمد، ج ٢، ص ١٦٢.
[٢] . ر. ك: تذكرة الحفاظ، ج ١، ص ٣ و ٥.