پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٨ - چند اشكال بر صدوق
در جنگ بدر شهيد شد. از طرفى ابو هريره در سال هفتم هجرت اسلام آورد. چگونه ابو هريره- كه در سال هفت هجرى وارد مدينه شد- از عمير بن عبد عمرو- كه در سال سوم هجرى شهيد شده بود- مطلبى را نقل مىكند؟ بنابراين اين روايت و شخص ذو اليدين ساختگى است.
٢. صدوق تكاليف پيامبر را به دو دسته شخصى و جمعى تقسيم كرده، مىگويد:
«اشتباه در تكليف شخصى جايز است، بخلاف تكليف جمعى»؛ حالآنكه اگر پيامبر در تكليفى سهو كند، چگونه مىتوان اطمينان داشت كه در ديگر تكاليف اشتباه نكند. چه فرقى است بين تكليف شخصى و تكليف جمعى؟ مرحوم صدوق بر چه مبنايى اينگونه تقسيمبندى مىكند!
دانشمندان در علم كلام با دليل عقلى اثبات مىكنند كه پيغمبر نبايد سهو كند؛ زيرا اگر مردم حتى در كارهاى عادى پيامبر سهو ببينند، از او سلب اعتماد مىكنند.
مردم براى اينكه شخصى را به رهبرى بپذيرند، از ابتدا بر جزئىترين كارهاى او نظارت مىكنند و اگر مطمئن شوند كه او مرتكب اشتباه نمىشود، به او اطمينان مىكنند؛ وگرنه به او اعتماد نخواهند كرد، چرا كه مسائل دين به امور ماوراى طبيعت مربوط مىشود كه انسان عادى به آن دسترسى ندارد.
عدهاى در زمان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىخواستند ايشان را انسانى عادى معرفى كنند كه گاهى دچار غضب مىشود، گاهى تحت تأثير عاطفه قرار مىگيرد و گاهى حواسش پرت مىشود؛ تا نتيجه بگيرند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله انسان متعادل و تمامعيارى نبوده است. آنها به اين منظور رواياتى را در زمينه سهو پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جعل كردند.
عبد اللّه بن عمرو بن العاص انسان فرهيختهاى بود كه همواره قلم و دوات همراه داشت و خطبهها، و پندها و سخنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را يادداشت مىكرد. برخى از سران قريش بر كار او ايراد گرفته، به او گفتند: «حالت پيامبر يكسان نيست؛ گاهى