پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٠ - آيههايى در زمينه علم غيب
آنگونه كه در منابع صحيح و معتبر ذكر شده است، عبد اللّه بن سبا سردسته گروهى از شيفتگان مقام ولايت بود. آنها- كه اهل يمن بودند- مىگفتند: «ما از حضرت على عليه السّلام شمه الهى استشمام مىكنيم»؛ نه اينكه معتقد به الوهيت حضرت على عليه السّلام باشند. آنها در حقيقت مىخواستند به تجلى صفات جمال و جلال در على عليه السّلام اشاره كنند؛ همان گونه كه شيعه، امامان معصوم عليهم السّلام را تجلىگاه صفات جمال و جلال پروردگار مىداند.
البته چون آن روز اين مسائل مورد تحليل فكرى و فلسفى قرار نگرفته بود، آنها نمىتوانستند اعتقادات خود را با بيانات لطيف و ظريف فلسفى امروزى مطرح كنند و مىگفتند: «على عليه السّلام شمه خدايى دارد».
از آنجا كه حضرت على عليه السّلام راضى نبودند برخى از اسرار بازگو شود، از آنها خواستند كه اين سخنان را بر زبان نياورند؛ چرا كه ظرفيت انسانها با يكديگر تفاوت داشت و هركسى توانايى پذيرش اين معارف را نداشت.
ابن عباس پا در ميان گذاشت و گفت: «اى امير مؤمنان، اينها عظمت شما را لمس كردهاند، اما ظرفيت تحليل آن را ندارند و سخن خود را به درستى نمىتوانند بازگو كنند. شما بر سخنانشان خرده نگيريد». اما چون آنها از سخنان خود دست برنداشتند، حضرت امير عليه السّلام آنها را به حيره تبعيد كردند تا در ميان مردم كوفه- كه از همه اقوام بودند- اين سخنان پخش نشود.
آيههايى در زمينه علم غيب
١. وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ[١]؛ «و مخازن غيب تنها نزد او است و جز او [كسى] آن را نمىداند، و آنچه در خشكى و درياست مىداند، و هيچ برگى فرو نمىافتد مگر [اينكه] آن را مىداند و هيچ
[١] . انعام، ٥٩.