پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٩ - تحريف تاريخ
تحريف تاريخ
طبرى اين حديث را بهطور كامل در «تاريخ طبرى» نقل كرده است؛ اما در تفسيرش عبارت «وصيى و خليفتى»[١] را حذف كرده و به جاى آن «كذا و كذا» آورده است.[٢]
حسين هيكل- كه يكى از نويسندگان زبردست مصرى است- كتابى به نام «حيات محمد» تأليف كرده است. او در چاپ اول كتابش اين روايت را كامل آورده و عبارت «وصيى و خليفتى» را حذف نكرده است؛ اما پس ازآنكه علماى اهل تسنن به حسين هيكل اعتراض كردند و به او گفتند كه كتاب تو در دسترس جوانها است و آنها با خواندن اين مطالب به ما انتقاد مىكنند، ايشان هم در چاپ دوم و سوم كتابش، عبارت «كذا و كذا» را به كار برد.
اما اين تلاشى بيهوده است چرا كه: خود عبارت «كذا و كذا» خواننده را تحريك مىكند كه بداند «كذا و كذا» چه بوده است و به دنبال حقيقت مىرود.
همچنين طبرى، ابتدا تاريخ و پس از آن در بغداد تفسيرش را نوشت. بيشتر اهل بغداد در آن زمان حنبلىهاى تندرو بودند. آتش زدن كتابخانه شيخ طوسى- كه در آن چهارصد هزار كتاب نگهدارى مىشد- يك نمونه از كارهاى آنان بود.
حنبلىهاى بغداد با تعصب شديدى كه داشتند، طبرى را تحت فشار قرار دادند تا عبارت «كذا و كذا» را به جاى «وصيى و خليفتى» بگذارد؛ غافل ازآنكه «كذا و كذا» خواننده را براى كشف حقايق تحريك مىكند و هركس با مراجعه به تاريخ طبرى، مىتواند حقيقت را بيابد.
[١] . وصى و جانشين من است.
[٢] . ر. ك: تفسير طبرى، ج ١٩، ص ٧٤ و ٧٥.