پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٣ - آيههايى در زمينه علم غيب
است، اما علم انسان حصولى و محدود مىباشد. انسان نمىتواند به حقايق اشياء علم پيدا كند، بلكه ابتدا شيئى را در خارج مىبيند، سپس صورت آن شىء در نفسش نقش مىبندد و به آن عالم شود.
بنابراين حصول علم در انسان به فعاليت نفس نياز دارد؛ به عبارت ديگر: علم براى انسان حاصل نمىشود مگر آنكه «توجه نفس» وجود داشته باشد. اگر نفس انسان متوجه چيزى نباشد، نمىتواند آن را ببيند، هرچند بين آن شىء و چشم حجابى نباشد. هنگامى كه براى مرتب كردن موهايمان آينهاى جلومان مىگيريم، معمولا توجهى به چارچوب آينه نداريم. اگر از ما بپرسند كه چارچوب آينه فلزى بود يا چوبى، در پاسخ مىگوييم: «نديدم». سبب اين نديدن، عدم توجه نفس به چارچوب است، هرچند چارچوب جلوى چشممان بوده است.
امامان معصوم عليهم السّلام مانند همه انسانها، محدود هستند و براى به دست آوردن علم، نياز به توجه نفس دارند؛ ازاينرو اگر بخواهند چيزى را بدانند، بايد ابتدا نفسشان متوجه آن شود. امام حسن عليه السّلام هنگامى كه كوزه مسموم را برداشت تا بنوشد، اگر در نفسش خطور مىكرد كه آيا اين آب مسموم است يا خير، مىتوانست به آن پى ببرد، اما اگر فقط به رفع تشنگى توجه داشته باشد، ديگر به مسموميت آب توجهى ندارد.
اگر امام بخواهد چيزى را بداند، خداوند از او دريغ نمىكند و علم آن را به او مىدهد؛ اما خود امام نيز بايد توجه نفس داشته باشد. امام صادق عليه السّلام مىگويند:
«إذا أراد الإمام أن يعلم شيئا أعلمه اللّه ذلك»[١]؛ «اگر امام بخواهد چيزى را بداند، خداوند او را از آن باخبر مىكند».
البته بايد به اين نكته توجه داشت كه خود امامان معصوم عليهم السّلام دانستن چيزى را كه مصلحت نباشد، درخواست نمىكنند.
[١] . كافى، ج ١، ص ٢٥٨.