پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٧ - چند اشكال بر صدوق
ممكن است دچار آن شود. البته سهو پيغمبر مانند سهو ما نيست؛ زيرا سهو ما از شيطان است، اما سهو پيامبر از جانب خداست و خداوند به سبب حكمتى پيامبر را در سهو مىاندازد تا در درجه اول مردم بدانند كه پيامبر بشر و مخلوق خداست و در درجه دوم اگر امت دچار سهو شدند، حكم سهو را بدانند»[١].
روايتى كه صدوق در اثبات سهو نبى بر آن تكيه مىكند، روايت سهو در عدد ركعات است. ابو هريره مىگويد: «در نماز چهار ركعتى به پيامبر اقتدا كرده بودم.
پيغمبر در پايان دو ركعت سلام داد، سپس بلند شد و از مسجد بيرون رفت. آنگاه شخصى به نام" ذو اليدين" از پيامبر پرسيد:" نماز كوتاه شده است يا شما فراموش كرديد كه در دو ركعتى سلام داديد؟" پيامبر گفت:" من چهار ركعت خواندم".
ذو اليدين گفت:" نه، شما دو ركعت خوانديد." ... آنگاه پيامبر به مسجد برگشت و دو ركعت ديگر خواند و دو سجده سهو بهجا آورد»[٢].
صدوق مىگويد: «منكران سهو نبى مىگويند كه ذو اليدين شخص شناخته شدهاى نيست و در بين صحابه چنين شخصى وجود ندارد؛ حالآنكه ذو اليدين از صحابه معروف است. نامش ابو محمد عمير بن عبد عمرو، معروف به «ذو اليدين» است. او كسى است كه هم مخالف و هم موافق از او روايت مىكنند»[٣].
چند اشكال بر صدوق
سخنان صدوق داراى چند اشكال است كه بهطور فشرده به آنها اشاره مىكنيم:
١. نخستين اشتباه مرحوم صدوق، معرفى ذو اليدين است. عمير بن عبد عمرو، به «ذو الشمالين» معروف است، نه «ذو اليدين» و «ذو الشمالين» در سال سوم هجرى
[١] . من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٢٣٤.
[٢] . صحيح مسلم، ج ٢، ص ٨٧.
[٣] . من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٢٣٥.