پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٦ - مناقشات دلالتى
از قبايل و اقوام از آنجا به سوى شهر و محل خود رهسپار مىشدند.
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور توقف داد و از همه خواست كه يك جا گرد آيند تا مطلب مهمى را به آنها بگويد. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر مكان بلندى رفت و براى مردم خطبهاى ايراد كرد و در آن خطبه از نعمت اسلام و شكوفايى آن سخن گفت و در ضمن آن، مسأله ولايت عامه و سرپرستى امت را مطرح كرد. سپس از مردم پرسيد: «آيا مىدانيد كه من بر همه مؤمنان ولايت دارم و از هركس نسبت به خودش اولويت دارم؟» همه گفتند:
«آرى مىدانيم». آنگاه حضرت فرمود: «فمن كنت مولاه فعليّ مولاه»؛ «پس هركه مولا و سرپرست او هستم، على نيز مولا و سرپرست اوست».
پس از سخنان پيامبر، بزرگان قوم به حضرت على عليه السّلام تبريك گفتند و همه مسلمانان براى بيعت نزد حضرت على عليه السّلام آمدند و مراسم بيعت كردن تا نيمههاى شب ادامه داشت.
مناقشات دلالتى
از آنجا كه سند اين روايت متواتر است و مخالفان نمىتوانند در سند آن مناقشه كنند، در دلالت اين حديث مناقشه كردهاند كه به مهمترين آنها اشاره مىكنيم:
شبهه اول: جمله «فمن كنت مولاه فعلي مولاه» بر مقام ولايت دلالت نمىكند، زيرا مولا از الفاظ مشترك[١] است و معانى متعددى دارد؛ از جمله معناى «دوستى».
پاسخ: لغت قانونمندترين جنبه اجتماعى ملتهاست و اگر هيچيك از امور ملتى قانونمند نباشد لغتش قانونمند است؛ زيرا لغت يگانه ابزار انتقال معانى به يكديگر است و اگر دقيق و قانونمند نباشد انتقال معانى محال خواهد بود.
يكى از قوانين لغت اين است كه به كار بردن الفاظ مشترك بايد همراه با قرينه
[١] . لفظى كه براى دو معنا وضع شده است.