پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٩ - «أنفسنا» در روايات
در كلمه «أبناءنا» باشد. [اشكال ندارد كسى به دامادش بگويد: إبن].
اشكال دوم: بر فرض اگر قبول كنيم كه امير داخل در «أنفسنا» باشد، لازمهاش اين نيست كه در همه صفات مانند پيغمبر باشد. شايد از جهت پسر عمو بودن مانند يكديگر باشند.
اشكال سوم: اگر اين آيه بر همتايى امير با پيغمبر در همه صفات دلالت كند، لازم مىآيد كه ايشان در زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله هم امام باشد.[١]
هر سه اشكال آلوسى، بىاساس است؛ زيرا شيعه مىگويد كه على عليه السّلام در همه صفات به جز نبوت همتاى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله است، به اين معنا كه: پس از رحلت پيامبر، او جاى پيغمبر مىنشيند. مشخص نيست آلوسى اين تلازم را- كه در اشكال سوم مطرح شده است- از كجا آورده است.
همچنين خود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله پاسخ بيشتر سؤالهايى را كه از ايشان مىشد به على عليه السّلام مىسپردند و در مناسبتهاى مختلف على عليه السّلام را امام هدايت و الگو معرفى مىكردند. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درباره على عليه السّلام مىگفتند: «على همواره با حق و حق با على همراه است، على به هر سمت بچرخد، حق نيز به همان سمت مىچرخد».
همه اينها بيانگر امامت على عليه السّلام بر مسلمانان است.
«أنفسنا» در روايات
١. ابن حجر هيثمى در كتاب الصواعق المحرقه، شانزده آيه درباره مقام ولايت مولا امير مؤمنان عليهما السّلام ذكر كرده است كه آيه مباهله، نهمين آيه آن مىباشد. وى ذيل آيه مباهله اثبات مىكند كه مقصود از «أنفسنا» شخص على عليه السّلام است و نفس على عليه السّلام همان نفس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله شمرده مىشود.
هيثمى براى اثبات سخن خود به روايتى درباره روز شورا اشاره مىكند. روز
[١] . روح المعانى، ج ٢، ص ١٦٧ و ١٦٨.