پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٨ - شأن نزول آيه
در بيان شأن نزول اين آيه، هريك از مفسران بخشى از داستان آن را نوشتهاند.
طبيعى است كه اگر چند نفر جداگانه حادثهاى را نقل كنند، هركدام بخشى از آن را نقل مىكنند و تفاوتهايى بين آنها بهوجود مىآيد.
تفسير مقاتل بن سليمان[١] شأن نزول اين آيه را به صورت كامل بيان كرده و هيچگونه ابهامى باقى نگذاشته است. در اين تفسير آمده است: عبد اللّه بن سلام[٢] و اصحابش نزديك نماز ظهر خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيدند و گفتند: «خانههاى ما دور از مسجد و در محله يهودىهاست. از زمانى كه مسلمان شديم، آنها با ما دشمنى مىكنند و روابطشان را به كلى با ما قطع كردهاند». در آن هنگام اين آيهها نازل شد و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آيهها را براى آنها خواند و از اينكه خداوند آنها را در زمره مؤمنان شمرده بود، خوشحال شدند.
هنگام اذان ظهر فرارسيد و پيغمبر وارد مسجد شد. هنگام ورود فقيرى را ديد كه از مسجد بيرون مىآيد و خدا را شكر مىكند. پيغمبر از او پرسيد: «كسى چيزى به تو داده است؟»
گفت: «آرى، اى رسول خدا.»
پيغمبر پرسيد: «چه كسى به تو داده است؟»
فقير با دست به حضرت امير عليه السّلام اشاره كرد و گفت: «مردى كه مشغول نماز است انگشترش را به من داد.»
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پرسيد: «هنگامى كه انگشتر را به تو داد در چه حالتى بود؟»
[١] . مقاتل بن سليمان در اواخر قرن اول به دنيا آمد و تا قرن دوم زنده بود؛ بنابراين او به جريان اين آيه بسيار نزديك بوده است.
[٢] . عبد اللّه بن سلام يكى از سران و احبار( علماى) يهود بود كه سلسله نسبى او به حضرت يوسف( ع) مىرسد.
او پس از ورود حضرت رسول( ص) به مدينه، از نخستين افرادى بود كه به پيامبر( ص) اسلام آورد.
پيامبر( ص) اسم او را از حصين( به معنى: قلعه كوچك) به عبد اللّه تغيير داد.