پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨١ - روايتهايى در زمينه ولايت امير مؤمنان عليه السلام
روايتهايى در زمينه ولايت امير مؤمنان عليه السّلام
در صحيح ترمذى- كه يكى از صحاح ششگانه اهل سنت است- مسند احمد- كه از معتبرترين كتب اهل سنت است- و ديگر كتب اهل سنت نقل شده است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله، على عليه السّلام را به سرپرستى گروهى به مأموريت فرستاد. برخى از افراد گروه- كه از كارهاى حضرت على عليه السّلام خوششان نمىآمد- بر ضد حضرت توطئه كردند و گفتند: «هنگامى كه به مدينه بازگشتيم، از دست على عليه السّلام نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله شكايت مىكنيم و آبرويش را مىبريم».
هنگامى كه خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله رسيدند، يكىيكى بلند شدند و هريك شكايتى را مطرح كردند. ناگهان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله، درحالىكه خشم از چهرهاش مىجوشيد، از جا برخاست و اين جمله را سه بار تكرار كرد: «از على چه مىخواهيد؟»
سپس فرمود: «على از من است و من از على و او پس از من، ولى هر مؤمنى است».[١]
در اين روايت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خودش را جاى على عليه السّلام قرار مىدهد. اگر كسى على عليه السّلام را قبول نداشته باشد، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را قبول ندارد.
شبهه: چگونه مولا امير مؤمنان عليه السّلام- كه تمام توجهش در حال نماز به حضرت حق است- صداى سائل را شنيد؟ چگونه در نماز توجهش را از جانب حق به خلق معطوف مىكند؟
پاسخ: در روايات آمده است كه سائل با صداى بلند از مسلمانان درخواست كمك
[١] . ر. ك: صحيح ترمذى، ج ٢، ص ٢٩٧؛ مسند احمد، ج ٥، ص ٣٥٦؛ مجمع الهيثمى، ج ٩، ص ١٢٨.