پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٥ - حديث غدير
عاشورا آنچنان امام حسين عليه السّلام را يارى كرد كه پس از او نه يزيد باقى ماند و نه بنى اميه. در حقيقت شهيد شدن امام حسين در روز عاشورا شاهدى براى نصرت خداوند به مؤمنان است».
بنابراين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر جانش نمىترسيد، بلكه هراس آن را داشت كه شخصيتش (يعنى رسالتش و اسلام و قرآن) از بين برود. پس ازآنكه خداوند به او اطمينان داد، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسالت خود را به اتمام رساند و ولايت مولا امير مؤمنان عليه السّلام را اعلام كرد.
حديث غدير
سند حديث: حديث غدير را ١١٠ نفر از صحابه بزرگ پيامبر و ٨٤ نفر از تابعين- كه پس از دوره صحابه بودند- نقل كردهاند. پس از تابعين نيز بيش از سيصد نفر از علما و حافظان قرآن تا قرن دهم اين حديث را نقل كردهاند.
در زمان طبرى، برخى از اساتيد بغداد حديث غدير را تكذيب كردند و گفتند:
«در آن زمان على عليه السّلام در يمن بوده است». طبرى با شنيدن اين خبر، ناراحت شد و كتابى در دو جلد تأليف كرد و در آن روايات غدير را با سندهاى معتبر جمعآورى كرد. او در كتابش حديث غدير را از ٩٥ طريق از صحابه و تابعين نقل كرده است.
متن حديث: پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در سال دهم هجرت آهنگ حج كرد و دستور داد كه از همه بلاد و قبايل در اين سفر شركت كنند. در مجموع حدود ١٢٠ هزار نفر در اين سفر شركت كردند و در ميان آنها تمام رؤساى قبايل عرب و شخصيتهاى بزرگ حضور داشتند.
در مسير بازگشت به محلى رسيدند كه به آن «مفترق الطرق»[١] مىگفتند و هريك
[١] . محلى كه راهها از هم جدا مىشود. آنجا را، به جهت گودال بزرگى كه آب فراوان در آن جمع مىشد، غدير خم مىگفتند.