پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٨ - دلايل و شواهد قرآنى بر صحت و امكان رجعت
وارد شده است كه پس از ظهور حضرت مهدى عليه السّلام، خداوند گروههايى از تبهكاران را زنده مىكند تا عقوبت اعمال خويش را در همين جهان بچشند و دچار خفّت و خوارى گردند و مؤمنان را بر آنان چيره سازد تا انتقام خود را بستانند.
گروهى از اماميه اين روايتها را تأويل برده، مىگويند: مقصود از رجعت، بازگشت دولت حق به صاحابان اصلىاش است كه اين همان ظهور حضرت مهدى عليه السّلام است. آنها مىگويند كه رجعت اشخاص با حكمت تكليف- كه همان آزمايش از روى اختيار است- منافات دارد؛ زيرا رجعت موجب جبر و الجاء در تكليف مىشود. حالآنكه چنين نيست و جبر و الجائى در كار نيست و هرگونه اختيار در پذيرش و انجام اعمال اختيارى باقى و پابرجاست. تنها ارائه دلايل و آيههاى الهى، همانند معجزه انبيا، مايه جبر و اكراه و سلب اختيار نمىگردد»[١].
كسانى كه دلالت اين آيه را بر رجعت نپذيرفتهاند، معتقدند كه مقصود از اين دستهها، پيشتازان گروههاى كفر و نفاق مىباشد كه چون سردمدار و مسئول بودهاند، بايد پاسخگو باشند؛ ازاينرو خداوند آنان را جدا برمىانگيزد تا موضع خود را در ميان ملتهاى خويش روشن سازند.
علامه طبرسى مىگويد: «كسانى كه آيه را مربوط به به قيامت مىدانند، مىگويند كه مراد، پيشوايان كافران مىباشد. اينها برانگيخته مىشوند تا حجت بر آنان تمام گردد»[٢].
فخر رازى مىگويد: «اين آيه مربوط به امورى است كه پس از قيام قيامت انجام مىگيرد»[٣].
آلوسى مىگويد: «مراد از اين حشر- كه نسبت به دستههايى جدا وجود دارد- حشر مجدّدى است كه براى سرزنش كردن و عقوبت كردن آنان انجام مىگيرد و پس
[١] . مجمع البيان، ج ٧، ص ٢٣٤ و ٢٣٥.
[٢] . مجمع البيان، ج ٧، ص ٢٣٥.
[٣] . تفسير كبير، ج ٢٤، ص ٢١٨.