پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤٥ - حقيقت تقوا
خدايى دست پيدا مىكند و در نتيجه زبانش خداگونه سخن مىگويد، گوشش خداگونه مىشنود، چشمش خداگونه مىبيند و دستهايش خداگونه كار مىكند.
٥. روايت از نهج البلاغه: «ما برح للّه- عزّت آلاؤه- في البرهة بعد البرهة، و في أزمان الفترات، عباد ناجاهم في فكرهم، و كلّمهم في ذات عقولهم، فاستصبحوا بنور يقظة في الأبصار و الأسماع و الافئدة ... حتّى كأنهم يرون ما لا يرى الناس و يسمعون ما لا يسمعون.
فلو مثّلتهم لعقلك في مقاومهم المحمودة ... لرأيت أعلام هدى و مصابيح دجى و قد حفّت بهم الملائكة و تنزّلت عليهم السّكينة و فتحت لهم أبواب السماء و اعدّت لهم مقاعد الكرامات»[١]؛
«خداوند همواره در زمانها و مكانهاى مختلف بندگان شايستهاى دارد كه هنگام انديشيدن [به مسائل مادى يا معنوى]، خدا در گوششان زمزمه مىكند[٢] [و خداگونه فكر مىكنند] و خدا در صميم قلبشان با آنها به گفتگو مىنشيند و آنچه از قلبشان الهام مىگيرند، از جانب حقتعالى است] با نور بيدارى، چشمها، گوشها و دلهايشان را روشن مىكنند.[٣] ... تا جايى كه گويى مىبينند چيزهايى را كه مردم نمىبينند و مىشنوند چيزهايى را كه گوش ديگران نمىشنود [و به حقايقى دست پيدا مىكنند كه ديگران از آن محرومند].
اگر در ذهنت تصويرى از مقام پسنديده اين افراد ترسيم كنى، همانا نشانههاى هدايت و شبچراغهاى فروزان مىبينى كه فرشتگان آنها را فرا گرفتهاند و آرامش و متانت [از جانب خدا] بر آنها فرود آمده و درهاى آسمان بر آنها باز شده است و بر صندلى كرامت تكيه زدهاند».
[١] . خطبه ٢٢٢.
[٢] . در مقابل وسوسه شيطان( إنّ الشّياطين ليوحون إلى أولياءهم؛ شيطانها به دوستان خود وسوسه مىكنند». انعام، ١٢١). انسان مؤمن حريم الهى است و شيطان به او راه ندارد.
[٣] . درباره پيامبر و امامان معصوم گفتهاند:« تنام عينه و لا ينام قلبه؛ گوششان مىخوابد ولى دلهايشان نمىخوابد».