ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٧٣ - باب بدعتها و رأى و قياسها
وجهى كه در نظر داريم توجه ميكنيم و راهى را كه با اخبار از شما رسيده موافقتر است انتخاب ميكنيم.
فرمود: چه دور است، چه دور است اين راه از حقيقت، بخدا هر كه هلاك شد از همين راه هلاك شد اى پسر حكيم سپس فرمود: خدا لعنت كند ابو حنيفه را كه ميگفت: على چنان گفت و من چنين گويم.
ابن حكيم بهشام گفت بخدا من از اين سخن مقصودى نداشتم جز اينكه مرا بقياس اجازه دهد.
١٠-
يونس گويد بموسى بن جعفر عليهما السلام عرض كردم: بچه وسيله خدا را بيگانگى پرستم؟
فرمود: اى يونس: بدعتگزار مباش كسى كه برأى خويش توجه كند هلاك شود و هر كه خانواده پيغمبرش را (ص) رها كند گمراه گردد و كسى كه قرآن و گفتار پيغمبرش را رها كند كافر گردد.
١١-
ابو بصير گويد بامام صادق عليه السلام عرض كردم مطالبى براى ما پيش مىآيد كه حكمش را از قرآن نميفهميم و حديثى هم نداريم كه در آن نظر كنيم (ميتوانيم برأى و قياس عمل كنيم؟) فرمود: نه، زيرا اگر درست رفتى پاداش ندارى و اگر خطا كنى بر خدا دروغ بستهاى.
١٢-
رسول خدا (ص) فرمود: هر بدعتى گمراهى و هر گمراهى در آتش است.
١٣-
سماعه گويد: بامام هفتم عرض كردم: اصلحك اللَّه ما انجمن ميكنيم و وارد مذاكره ميشويم، هر مطلبى كه پيش آيد، راجع بآن نوشتهاى داريم، اين هم از بركت وجود شماست كه خدا بما لطف كرده