ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٥٤ - بقيه احاديث تفسير
صلّى اللَّه عليه و آله كرده است؟ خواهند گفت: آرى، و اگر بگويند: نه، سخن اول خود را باطل كردهاند (كه گفتند: علم پيغمبر تنها از طريق وحى و مأخوذ از علم بىاختلاف خداست).
سپس بآنها اين آيه را تذكر بده (٧ سوره ٣) «تأويل قرآن را جز خدا و راسخين در علم نميدانند» اگر بگويند: راسخين در علم چه كسانند؟ بگو: كسى كه در علمش اختلاف نيست، اگر بگويند: او كيست؟
بگو: پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله داراى اين علم بود، ولى آيا پيغمبر علم خود را تبليغ كرد يا نه؟ اگر بگويند: تبليغ كرد، بگو: آيا پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله وفات كرد، جانشين پس از او، آن علم بىاختلاف را ميدانست؟ اگر بگويند: نه، بگو: جانشين پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله (مثل خود پيغمبر از جانب خدا) مؤيد است و نيز پيغمبر جانشين خود نكند، جز كسى را كه بحكم او حكم كند و در همه چيز مانند او باشد، جز منصب نبوت و اگر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كسى را جانشين علم خود معين نكند، كسانى را كه در پشت پدرانند و پس از او بدنيا مىآيند ضايع كرده (و بدون رهبر دينى گذاشته) است. (پس از تمهيد اين مقدمات، چنين نتيجه ميگيريم كه جانشين پيغمبر بايد مثل خود او عالم بتأويل قرآن و مصون از خطا و اشتباه بوده، اختلاف در حكم و فتوى نداشته باشد و مؤيد از طرف خدا باشد.
اگر بتو بگويند: علم پيغمبر تنها از قرآن بود (و از راه ديگرى در شب قدر برايش علمى پيدا نميشد) تو بآنها بگو: (همان قرآن در سوره ٤٤ فرمايد) «حم قسم باين كتاب روشن كه ما آن را در شبى مبارك نازل كردهايم، ما بيم دهندهايم (سپس ميفرمايد: در آن شب هر امر محكم و درستى فيصل داده شود، فرمانيست از جانب ما، همانا ما فرستنده رسولانيم» اين آيه دلالت دارد كه علم پيغمبر و جانشينانش در شبهاى قدر زياد