ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١١٨ - باب بودن و مكان
بىنيازى را كه باين نامها ناميده شده پرستش كن نه خود نامها را زيرا نامها صفاتى هستند كه خدا خود را بآنها ستوده.
باب بودن و مكان
١-
نافع بن ازرق بامام باقر (ع) عرضكرد: بمن بفرمائيد: خدا از چه زمانى بوده؟ فرمود: مگر چه زمانى نبوده تا بتو گويم از چه زمانى بوده، منزه باد آنكه هميشه بوده و هميشه باشد، يكتا و بىنياز است، همسر و فرزند نگيرد.
٢-
مردى از پشت نهر بلخ آمد و خدمت حضرت رضا (ع) رسيد و عرضكرد: من از شما مسألهاى ميپرسم، اگر چنانچه ميدانم جواب گوئى بامامتت معتقد شوم. امام فرمود: هر چه خواهى بپرس، عرض كرد: بمن بگو پروردگارت از كى بوده [و كجا بوده] و چگونه بوده و تكيهاش بر چيست؟ امام فرمود خداى تبارك و تعالى مكان را مكان كرد بىآنكه خود مكانى داشته باشد و چگونگى را چگونگى ساخت بىآنكه خود چگونگى داشته باشد و بر قدرت خود تكيه دارد، آن مرد برخاست و سر آن حضرت را بوسيد و گفت گواهى دهم كه شايان پرستش جز خدا نيست و محمد فرستاده اوست و على وصى پيغمبر و سرپرست دعوت او پس از وى ميباشد و شمائيد پيشوايان راستگو و توئى جانشين بعد از آنها (راجع بتوضيح حديث به صفحه- ١٠١- مراجعه شود، حديث- ٣- باب اول).