ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٧٦ - باب عرش و كرسى
كرده و بهمان سبب نادانان با او دشمنى كرده و بهمان سبب تمام مخلوق او كه در آسمانها و زمينند با اعمال مختلف و دينهاى همانند بسويش وسيله جويند آنها كه از طريقى كه خود او تعيين كرده رفتند بحق رسيدند و كسانى كه بفكر خود و تقليد گمراهان تكيه كردند گمراه شدند و بت و خورشيد و ماه و ستاره و امثال آن را پرستيدند بنا بر اين همگى محمولند و خدا آنها را بسبب نور و عظمت و قدرتش حمل كند و آنها بر زيان و سود و مرگ و زندگى و برخاستن از گور خود توانائى ندارند، همه چيز محمولست و خداى تبارك و تعالى آسمان و زمين و آنچه را بآنها احاطه دارد از افتادن نگهدارد و خداست زندگى هر چيز و روشنى هر چيز، منزهست و برترى بزرگى دارد از آنچه بناحق گويند. جاثليق گفت: بمن خبر ده كه خدا در كجاست؟ امير المؤمنين فرمود، او اينجاست و اينجا و بالا و پائين و محيط بر ما و همراه ما چنان كه فرمايد «رازگوئى ميان سه نفر نباشد جز اينكه خدا چهارمين آنها و نه ميان پنج نفر جز اينكه او ششمين آنها و نه كمتر از اين و نه بيشتر باشد جز اينكه هر كجا باشند خدا با آنهاست» بنا بر اين كرسى بآسمانها و زمين و فضا و زير خاك احاطه دارد و اگر بگفتارت آواز بردارى او راز و پنهانت را از آن را ميداند و همين است معنى قول خداى تعالى (٢٥٥ سوره ٢) كرسى خدا آسمانها و زمين را فرا گرفته و نگهداشتنش بر او سنگينى نميكند و او والا و بزرگست، پس كسانى كه عرش را حمل كنند دانشمندانى هستند كه خدا علم خود را بآنها عطا فرموده و آنچه خدا در ملكوتش آفريده و ببرگزيدگان و خليلش ابراهيم عليه السلام نموده از اين چهار نور بيرون نيست كه فرموده است (٧٥ سوره ٦) «بدينسان ملكوت آسمانها و زمين را بابراهيم نموديم و براى اينكه از اهل يقين باشد «چگونه ممكن است حاملين عرش خدا را حمل كنند با آنكه