ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٥٨ - بقيه احاديث تفسير
پروردگار ما خداست و سپس استقامت كردند- دنباله آيه:- فرشتگان برايشان نازل شوند كه بيم مداريد و غم مخوريد-» من باو گفتم: ابن عباس! تو فرشتگان را ديدهئى كه دوستى خود را نسبت بتو در دنيا و آخرت و ايمنى ترا از بيم و اندوه خبر دهند؟ ابن عباس گفت: خداى- تبارك و تعالى- فرمايد: (١٠ سوره ٤٩) «همانا مؤمنين برادر يك ديگرند» پس تمام امت در اين حكم شريكند (يعنى همچنان كه من فرشتگان را نديدهام، ساير مؤمنين با استقامت هم نديدهاند).
امام عليه السلام فرمايد: من خنديدم (شايد جهت خنده حضرت اينست كه: مقصود از استقامت در آيه، استقامت بر حق است در هر گفتار و كردار و آن ملازم با عصمت و مختص بائمه عليهم السلام است و ابن عباس گمان ميكند كه هر گونه استقامت و هر مؤمنى را شامل مىشود) و باو گفتم: راست گفتى (مؤمنين برادر يك ديگرند) ولى ابن عباس! ترا بخدا آيا در حكم خداى- جل ذكره- اختلافى هست؟ گفت:
نه، گفتم: رأى تو چيست در باره مرديكه با شمشير انگشتان دست مردى را بيندازد و فرار كند و مرد ديگرى بيايد و كف دست او را هم قطع كند، اگر تو قاضى باشى و او را نزد تو آورند، چه خواهى كرد؟ گفت:
بكسى كه كف دست را بريده ميگويم: بايد ديه كف دست او را بدهى و بدست بريده ميگويم با او بهر چه خواهى مصالحه كن و او را نزد دو عادل ميفرستم (تا ديه كف او را معين كنند).
من گفتم: در حكم خداى- عز ذكره- اختلاف پيدا شد (زيرا اول گفتى مصالحه كنند و سپس گفتى