ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٦٤ - توضيح آيه «و اولى الأمر منكم
كه از هر دو طايفه اطاعت كنند).
٦-
و فرمود: ما گروهى باشيم كه خداى عز و جل اطاعت ما را واجب كرده، انفال (غنيمت در جنگ و مباحات اوليه) از ماست و برگزيده از مال (اشياء نفيس جنگى) بما اختصاص دارد: ما در دانش ريشه داريم و ما هستيم حسدبردهشدگان كه خدا فرمايد (٥٨ سوره ٤) «آيا بر مردم حسد ميورزند بواسطه آنچه خدا از فضل خود بايشان داده است» (در باره انفال و برگزيده از مال و نيز در باره اينكه ائمة عليه السلام محسودند بعد از اين بتفصيل بيان مىشود).
٧-
حسين بن ابى العلاء گويد: گفتار خود را در باره اوصياء كه اطاعتشان واجبست بامام صادق عليه السلام عرضكردم فرمود: آرى ايشانند همان كسان كه خداى تعالى فرمايد (٥٩ سوره ٤) «اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيغمبر و واليان امر از خودتان را» (يعنى مقصود از واليان امر، اوصياء باشند) و ايشانند همان كسان كه خداى عز و جل فرموده است (٦١ سوره ٥) «ولى شما فقط خداست و رسولش و كسانى كه ايمان آوردهاند».
شرح
- راجع بآيه اول مجلسى (ره) از مجمع البيان نقل ميكند كه عامه و اهل سنت اولى الامر را بزمامداران و يا علما تفسير ميكنند و اما مفسرين شيعه باستناد روايات وارده از حضرت باقر و صادق عليهما السلام بائمه و اهل بيت عليهم السلام تفسير ميكنند و ايشانند كه خدا اطاعتشان را بدون قيد و شرط در اين آيه واجب كرده است و جايز نيست كه خدا اطاعت كسيرا بىقيد و شرط واجب كند، جز آنكه معصوم باشد و ظاهر و باطنش يكى باشد و اشتباه نكند و بكار زشت دستور ندهد و زمامداران و علماء اين گونه نيستند و خدا منزه است از اينكه مردم را امر كند از گنهكار و يا كسانى كه عقايد مختلف دارند اطاعت نمايند زيرا اطاعت نمودن از چند عالمى كه هر يك رأى جداگانهاى دارد محالست و ممكن هم نيست كه آنها در عقيده متحد شوند و يك قول را اختيار كنند.
اما راجع بآيه دوم كه مهمترين آيهايست كه مفسرين و متكلمين شيعه بر امامت امير المؤمنين عليه السلام استدلال كردهاند و آن موضوع خاتم بخشى آن حضرت در حال ركوع است كه اين آيه در شأنش نازل