ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١١٢ - باب جواز تعبير از خدا به شى ء «چيز»
مصنوعند و صانعشان غير آنهاست و مانند آنها نيست زيرا هر چيز كه مانند آنها باشد با آنها شباهت دارد در ظاهر پيوستگى و هماهنگى پيكر و در بودن بعد از نبودن و انتقال از كودكى ببزرگى و از سياهى بسفيدى و از نيرومندى بناتوانى و حالات موجود و معلوم ديگرى كه نيازى بتوضيح آنها نيست زيرا كه عيانند و موجود.
سائل گفت چون وجود خدا را ثابت كردى پس او را محدود ساختى (و قبلا فرمودى كه خدا محدود نشود) امام فرمود: محدودش نكردم بلكه اثباتش كردم زيرا بين نفى و اثبات منزلى نيست (يعنى نتيجه استدلالات من همين قدر است كه صانعى موجود است در مقابل آنها كه گويند موجود نيست و استدلال من از هيچ راه دلالت بر محدود ساختن او ندارد).
سائل گفت: خدا را انيت و مائيت باشد؟ فرمود: آرى جز با انيت و مائيت چيزى ثابت نشود (انيت و مائيت را بايد بالفاظى مانند خودى و ذاتيت معنى كرد و اصطلاح فلسفى آن را در شرح بيان ميكنيم) سائل گفت، خدا كيفيت (چگونگى) دارد فرمود: نه زيرا كيفيت جهت صفت و احاطه است (چون چيزى متصف بچيزى يا محاط بچيزى باشد كيفيتى پيدا ميكند مثلا كاغذ چون بنازكى متصف شده و سفيدى بر آن احاطه دارد كيفيت مخصوصى پيدا كرده ولى چون صفات خدا عين ذات او است و محاط بچيزى نيست كيفيت ندارد) ولى بناچار او از جهت تعطيل و تشبيه خارج است (نبايد نفيش نمود و نه بچيزى مانندش كرد) زيرا كسى كه نفيش كند منكرش گشته و ربوبيتش را رد كرده و ابطالش نموده است و هر كه او را بچيز ديگرى مانند سازد صفت مخلوق ساختهشدهاى را كه سزاوار ربوبيت نيست برايش ثابت كرده است ولى بايد كيفيتى را كه ديگرى سزاوار آن نيست و شريكش نباشد و بر خدا احاطه نكند و جز او كسى نداند برايش ثابت و اعتراف نمود (يعنى خداوند كيفيت بمعنى سابق را ندارد ولى اگر مقصود