ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٨٤ - راويان حديث چهر قسمند
٣-
ابن حازم گويد: چه مىشود كه من از شما مطلبى ميپرسم و شما جواب مرا ميگوئيد سپس ديگرى نزد شما مىآيد و باو جواب ديگرى ميفرمائيد! فرمود: ما مردم را بزياد و كم (باندازه عقلشان) جواب ميگوئيم. عرضكردم، بفرمائيد آيا اصحاب پيغمبر (ص) بر آن حضرت راست گفتند يا دروغ بستند! فرمود: راست گفتند. عرضكردم پس چرا اختلاف پيدا كردند؟ فرمود: مگر نمىدانى كه مردى خدمت پيغمبر (ص) مىآمد و از او مسألهاى ميپرسيد و آن حضرت جوابش ميفرمود و بعدها باو جوابى مىداد كه جواب اول را نسخ ميكرد پس بعضى از احاديث بعضى ديگر را نسخ كرده است.
٤-
زياد گويد: امام باقر عليه السلام فرمود: اگر ما بيكى از دوستان خود فتوائى از روى تقيه دهيم چه ميگوئى! عرضكردم؛ قربانت، شما بهتر دانيد. فرمود: اگر همان را اخذ كند برايش بهتر و پاداشش بزرگتر است.- و در روايت ديگر است كه فرمود: اگر آن را اخذ كند پاداش يابد و اگر رها كند بخدا كه گناه كرده است.
٥-
زراره گويد: از امام باقر (ع) مطلبى پرسيدم و جوابم فرمود، سپس مردى آمد و همان مطلب را از او پرسيد و او بر خلاف جواب منش گفت، سپس مرد ديگرى آمد و باو جوابى بر خلاف هر دو جواب داد، چون آن دو مرد رفتند، عرضكردم پسر پيغمبر! دو مرد از اهل عراق و از شيعيان شما