ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٣٨ - توضيح چگونگى نداشتن خدا
٩-
نيشابورى گويد: بامام عليه السلام نوشتم كه مردم زمان ما در باره توحيد اختلاف دارند: بعضى گويند: او جسم است و بعضى گويند صورت است، حضرت بمن نوشت: منزه باد آنكه محدود نباشد و بوصف در نيايد، چيزى مانند او نيست و او بچيزى نماند و او شنوا و بيناست.
١٠-
سهل گويد: در سال ٢٥٥ بحضرت عسكرى نوشتم كه اصحاب ما شيعيان در توحيد اختلاف دارند: برخى گويند او جسم است و بعضى گويند او صورتست اگر صلاح بدانيد بچاكر خود لطف كنيد و بمن بياموزيد آنچه را كه بر آن بايستم و از آن تجاوز نكنم انجام ميدهم، حضرت بخط خود مرقوم فرمود از توحيد پرسيدى در صورتى كه از شما بر كنار است (وظيفه شما نيست) خدا يگانه و يكتاست، نزاده و زاده نشده و چيزى همتاى او نيست، او خالق است و مخلوق نيست خداى تبارك و تعالى هر چه خواهد از جسم و غير جسم بيافريند و خودش جسم نيست، آنچه خواهد صورتگرى كند و خودش صورت نيست، سپاسش بزرگست نامهايش مقدستر از آنكه برايش مانندى جز خود او باشد، چيزى مانندش نيست و او شنوا و بيناست.
١١-
امام صادق عليه السلام فرمود: همانا خدا را توصيف نتوان كرد چگونه توان توصيفش نمود كه در كتابش فرمايد: (٩١ سوره ٦) خدا را چنان كه شأن اوست نشناختند، پس خدا با هيچ مقياسى توصيف نشود جز آنكه بزرگتر از آنست.
١٢-
امام صادق عليه السلام فرمود: خدا بزرگست و با رفعت بندگان توصيفش نتوانند و بحقيقت عظمتش