ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٢٤ - توضيح روايت جامع باب جبر و تفويض
اطاعت و معصيت بنده هر دو بخدا ارتباط دارد اما ارتباط اطاعت باينست كه خدا نيرو و قوتى در انسان ميگذارد براى اينكه آن را صرف اطاعت كند ولى ارتباط گناه بخدا بهمين مقدار است كه او نعمت چشم و گوش و ساير قواى ظاهرى و باطنى را بانسان داده است و خود انسان بسوء اختيارش از اين نعمتها سوء استفاده كرده و در غير مورد بمصرف ميرساند مانند كسى كه نعمت آب و برق را بمصرف خراب كردن عمارات و كشتن مردم بيگناه رساند و بايد باو گفت:
|
ترا تيشه دادم كه هيزم شكن |
ندادم كه ديوار مردم بكن |
|
١٣
- امام صادق عليه السلام فرمود: نه جبر درست است و نه تفويض بلكه امرى است ميان اين دو امر، راوى گويد: گفتم امر ميان دو امر چيست؟ فرمود مثلش اينست كه مردى را مشغول گناه بينى و او را نهى كنى او نپذيرد و تو او را رها كنى و او آن گناه را انجام دهد، پس چون او از تو نپذيرفته و تو او را رها كردهاى نبايد گفت تو او را بگناه دستور دادهاى.
شرح
- مثال امام عليه السلام راجع بارتباط گناهست بخدايتعالى و اينكه نه جبر است و نه تفويض زيرا در همين مثال امام عليه السلام اگر شخصى كه گناهكار را مىبيند دست و پاى او را به بندد و نگذارد گناه كند مثال از براى مذهب جبر است و اگر او را به بيند و هيچ نگويد، مثال براى تفويض مىشود ولى آنچه امام عليه السلام فرمود مثال براى مذهب اختيار و امر بين امرين است و آنچه در قرآن و اخبار خذلان و اضلال بندگان بخدا نسبت داده شده است دانشمندان طبق همين مثال معنى ميكنند و ميگويند معنى گمراه كردن و خذلان نمودن خدا بندگانش را اينست كه خدا با زبان پيغمبر و امام و مبلغين خود و يا بوسيله كتب آسمانى و ساير طرق بندگانش را از گناه نهى ميكند و چون نشنيده گرفتند آنها را بخودشان واميگذارند سپس ايشان در گناه و عصيان تا آنجا ميتازند كه پناه ميبريم بخدا.
١٤
- امام صادق عليه السلام فرمود: خدا بزرگوارتر از آنست كه كه مردم را بآنچه توانائيش را ندارند تكليف كند و خدا نيرومندتر از آنست كه در حوزه فرمانروائى او چيزى باشد كه آن را اراده نكرده باشد.