ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢١٩ - توضيح عقائد جبر و تفويض و اختيار
قائل مباش زيرا قدريه نه بگفتار اهل بهشت قائل شدند و نه بگفتار اهل دوزخ و نه بگفتار شيطان براى اينكه اهل بهشت گفتند (سوره ٧- ٤٣) «سپاس خداى راست كه ما را باين بهشت هدايت فرمود و اگر خدا ما را هدايت نميكرد، ما هدايت نميشديم» و اهل دوزخ گفتند (سوره ٢٣- ١٠٦) «پروردگارا، شقاوت خود ما بر ما غلبه كرد و ما گروهى گمراه بوديم» و شيطان گفت: «پروردگارا بسبب آنكه تو مرا گمراه كردى» (پس اين هر سه طايفه نيكى و بدى را بخدا ارجاع ميدهند ولى قدريه بخودشان برميگردانند) عرضكردم بخدا سوگند من بگفتار ايشان قائل نيستم بلكه ميگويم چيزى نباشد مگر بوسيله آنچه خدا خواهد و اراده كند و تقدير نمايد و حكم فرمايد، فرمود: اى يونس چنين نيست، چيزى نباشد مگر آنچه خدا خواهد و اراده كند و تقدير نمايد و حكم فرمايد ميدانى مشيت (خواست خدا) چيست! گفتم:
نه: فرمود: ذكر اولست (ياد نخستين) ميدانى اراده چيست؟ گفتم: نه فرمود: آن تصميم است بر آنچه ميخواهد، ميدانى قدر چيست؟ گفتم: نه فرمود آن اندازهگيرى و مرزبندى است مانند مقدار بقا و زمان فناء سپس فرمود و قضا (حكم) محكم ساختن و وجود خارجى دادنست، يونس گويد: از آن حضرت اجازه خواستم كه سرش را ببوسم و عرضكردم: گرهى برايم گشودى كه از آن بىخبر بودم.
شرح
- مجلسى عليه الرحمة گويد جمله «لا يكون الا بما شاء اللَّه» در بيشتر نسخ كافى در قول يونس با «باء» و در قول امام بدون «باء» ذكر شده است و سپس دو توجيه براى آن بيان ميفرمايد و همچنين صدر المتألهين و فيض كاشانى قدس سرهما هر كدام در اين زمينه بيانى دارند ولى انصاف اينست كه امام عليه السلام با در نظر گرفتن درجه فهم و دانش يونس و معنائى كه خود او از كلامش اراده كرده جوابش را داده است و اين جهات براى ما واضح و روشن نيست تا بدانيم آن جمله با نداشتن «باء» چه فرقى از لحاظ معنى.
ميكند، و اما منظور از «ذكر اول» مرحوم فيض گويد كه: لوح محفوظ است و مقصود از بقاء و فناء مدت عمر هر چيز و اجل اوست.