ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٤٨ - باب- اراده از صفات فعل است و ساير صفات فعل
باب- اراده از صفات فعل است و ساير صفات فعل
١-
عاصم گويد: بامام صادق (ع) عرضكردم: خدا هميشه مريد (با اراده) است؟ فرمود: مريد نميباشد مگر با بودن مراد (اراده شده) با او، خدا هميشه عالم و قادر است و سپس اراده كرده است (هنگامى كه خواست چيزى خلق كند).
٢-
بكير بن اعين گويد: بامام صادق (ع) عرضكردم علم و مشيت خدا با هم فرق دارند يا يك چيزند فرمود: علم غير مشيت است (دانستن غير خواستن است) مگر نمىبينى كه خودت ميگوئى اين كار خواهم كرد و اگر خدا بخواهد و نميگوئى اين كار خواهم كرد اگر خدا بداند، پس اينكه گوئى اگر خدا بخواهد دليل است بر اينكه خدا نخواسته و چون خواست، آنچه را خواست چنان كه خواست واقع شود، پس علم خدا پيش از مشيت اوست.
٣-
صفوان گويد: بحضرت ابو الحسن عليه السلام عرضكردم، اراده خدا و اراده مخلوق را برايم بيان كنيد، فرمود: اراده مخلوق ضمير و آهنگ درونى او است و آنچه پس از آن از او سر ميزند، و اما اراده خداى تعالى همان پديد آوردن اوست نه چيز ديگر، زيرا او نينديشد و آهنگ نكند و تفكر ننمايد، اين صفات در او نيست و صفات مخلوقست، پس اراده خدا همان فعل او است نه چيز ديگر، بهر چو خواهد