ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٦٦ - باب تاويل صفت «صمد»
هست، و ظاهر از ما كسى است كه خودش آشكار و محدود و معين باشد پس در اسم شريكيم و در معنى شريك نيستيم.
و اما باطن بودن خدا بمعنى درون چيزها بودن نيست بلكه باين معنى است كه علم و نگهدارى و تدبيرش بدرون چيزها راه دارد، چنان كه كسى گويد «ابطنته» يعنى خوب آگاه شدم و راز پنهانش دانستم و باطن در ميان ما كسى است كه در چيزى نهان و پوشيده گشته، پس در اسم شريكيم و معنى مختلف است.
و اما قاهر بودن خدا بمعنى رنج زحمت و چارهجوئى و ملاطفت و نيرنگ نيست چنان كه بعضى از بندگان بر بعضى قهر كند و مقهور قاهر شود و قاهر مقهور گردد، ولى قاهر بودن خداى- تبارك و تعالى- اينست كه تمام آفريدگانش در برابر او كه آفريدگارست لباس خوارى و زبونى پوشيدهاند، از آنچه خدا نسبت بآنها اراده كند قدرت سرپيچى ندارند، باندازه چشم بهم زدنى از حكومت او كه گويد: باش و ميباشد خارج نشوند، قاهر در ميان ما آن گونه است كه بيان و وصف كردم، پس در اسم شريكيم و معنى مختلف است، همچنين است تمام اسماء خدا، و اگر ما تمام آنها را بيان نكرديم براى آنكه بمقدارى كه بتو گفتيم براى پند گرفتن و نيك انديشيدن كفايت كند- خداست ياور تو و ياور ما در هدايت و توفيقمان-.
باب تاويل صفت «صمد»
١-
جعفرى گويد: بامام جواد (ع) عرضكردم: فدايت گردم، معنى صمد چيست؟ فرمود:
آقائى كه در هر كم و زياد باو توجه شود.