ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٣٠ - باب اختلاف حجت خدا بر بندگانش
بلند و روشن راهنمائى كرديم» فرمود يعنى راه خير و شر.
٥-
عبد الاعلى گويد: بامام صادق (ع) عرضكردم- اصلحك اللَّه- آيا در مردم ابزارى نهاده شده كه بوسيله آن بمعرفت برسند فرمود: نه، عرضكردم: آيا بكسب معرفت تكليف دارند؟ فرمود: نه، بر خداست كه بيان كند، خدا هيچ كس را جز بمقدار طاقت تكليف نكند و خدا هيچ كسرا جز بآنچه داده است تكليف نكند، و از آن حضرت راجع بقول خدا (١١٥ سوره ٩) «خدا پس از آنكه قومى را هدايت كرد بگمراهى نبرد تا موجبات تقوى را براى آنها بيان كند» پرسيدم، فرمود: تا بآنها بشناساند آنچه را خشنودش سازد و آنچه را خشمناكش كند.
٦-
امام صادق (ع) فرمود: خدا بهيچ بندهاى نعمتى ندهد جز آنكه نسبت بآن حجتى گردنگيرش كند، پس كسى كه خدا بر او منت نهاده و توانايش ساخته حجتش بر او انجام تكاليف الهى و بدوش كشيدن از زير دستان و ناتوانتران است و كسى را كه بر او منت نهاده و در مالش توسعه داده است، همان مالش بر او حجت است و بايد با عطايش بفقرا رسيدگى كند: و كسى را كه خدا بر او منت نهاده و در ميان فاميلش شريف و خوش سيما قرار داده، حجت خدا بر او اينست كه خدا را نسبت بآن نعمت شكركند و بر ديگران گردنفرازى نكند و بواسطه شرف و جمالش از حقوق ضعفا جلوگيرى نكند.
باب اختلاف حجت خدا بر بندگانش
١-
امام صادق عليه السلام فرمود: شش چيز است كه بندگان را در آن كارى نيست: معرفت و نادانى،