ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢
بزرگ و والا نيست، انديشهها از رسيدن بحقيقتش حيران شده و خردها از درك نهايتش سرگردان، خيال تيز پر بوى نرسد و ديده گذرا دركش نكند و اوست شنوا و دانا. با فرستادگانش بر مخلوق حجت آورد و هر امرى را با دليل خود روشن ساخت. پيمبران را مژده دهان و بيم دهان فرستاد تا هر كه هلاك شود بدليلى روشن هلاك شود و هر كه زنده و سعادتمند گردد بدليلى روشن زنده ماند و تابندگان آنچه نميدانند از پروردگارشان بياموزند و ربوبيتش را پس از آنكه منكر بودند معترف شوند و بعد از آنكه با شريكش ميپنداشتند يكتاپرست گردند. او را ميستايم چنان كه درمان روانها و موجب خرسندى وى و شكرانه نعمتهاى شايان و فراوان و آزمايش نيك او باشد. و گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه بىشريك نيست، خدائى يكتا، بىمانند، بينياز كه نه همسرى گيرد و نه فرزندى دارد. و گواهى دهم كه محمد (ص) بندهايست كه او را برگزيده و فرستادهايست كه او را مبعوث كرد در زمان فترت رسولان و خواب دراز ملتها و گسترش نادانى و سركشى فتنه و گسيختن اساس محكم و كورى از دريافت حق و سرپيچى ستم و نابودى ديانت و قرآن را بسويش فرستاد كه در اوست بيان و توضيح حقيقت، قرآنى است بلسان عربى، بدون كجى و انحراف تا شايد مردم پرهيزگار شوند. قرآن را براى مردم بيان كرد و توضيح داد با برنامه روشنى كه تشريحش فرمود و دينى كه توضيحش داد و دستوراتى كه آن را لازم شمرد و امور ديگرى كه براى مخلوقش آشكار و هويدا ساخت، در آن امور است رهنمائى بسوى نجات و نشانههائى كه بهدايت كشاند، پيغمبر هم مأموريت خويش را تبليغ نمود و دستور خود آشكار ساخت و تكليفش را كه بار نبوت بود بمنزل رسانيد و براى