ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٦٣ - بقيه احاديث تفسير
مانند دوران جاهليت كه بدون رهبر و پيشوا بوديد، خود را بدون رهبر ميدانيد، زيرا مىگوئيد: خدا در روى زمين، پس از پيغمبر خليفهاى نگذاشته كه ملائكه در شب قدر امور محكم آن سال را از جانب خدا براى او بياورند و در سوره انفال كه راجع بفتنه فرموده است: مقصود از فتنه همان ارتداد بيشتر مسلمين و رو گردانيدن آنها از على بن ابى طالب عليه السلام است و در كلمه «لا تصيبن» بعضى از قراء «لتصيبن» قرائت كردهاند و آن مطابق تفسيرى است كه امام عليه السلام فرمود.
آنچه بنظر كوتاه من رسيد اينست كه علاوه بر اين دو استدلال بايد بعامه گفت، اگر بعد از وفات پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله شب قدر و نزول ملائكه از بين رفته باشد، لازم آيد كه اين آيه قرآن مرده باشد و بعد از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله معنى و مصداق نداشته باشد، در صورتى كه تمام آيات قرآن، مانند خورشيد تابان هميشه در جريان و با وضع زمان قابل انطباقست، چنانچه در اخبار باين معنى تصريح شده است.
٥-
على عليه السلام غالبا ميفرمود كه: هر گاه تيمى و عدوى (ابو بكر و عمر) خدمت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بودند و آن حضرت سوره «انا انزلناه» را با خشوع و گريه تلاوت ميفرمود، ميگفتند: چقدر در اين سوره دلت ميسوزد، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله ميفرمود: براى آنچه چشمم (فرشتگان را در شب قدر) ديده و دلم (بيان هر امر محكم را در آن شب) فهميده و نيز براى آنچه دل اين شخص (على عليه السلام) پس از من در مييابد[١] آنها ميگفتند: مگر شما چه ديدهئى و او چه ميبيند؟ حضرت براى آنها روى خاك مينوشت تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سپس مىفرمود: پس از اينكه خداى عز و جل فرمايد «هر امرى» ديگر چيزى باقى ميماند؟ ميگفتند: نه، ميفرمود: ميدانيد آنكه هر امرى بر او نازل مىشود كيست؟ ميگفتند: تو هستى اى رسول خدا، ميفرمود: آرى، اما شب قدر بعد از من هم ميباشد؟ ميگفتند: آرى، ميفرمود: در شبهاى قدر پس از من هم آن امر نازل مىشود؟ ميگفتند: آرى.
ميفرمود: بچه كسى نازل مىشود؟ مىگفتند: نميدانيم، پيغمبر دست بر سر من ميگذاشت و ميفرمود: اگر
[١] نسبت بعلى عليه السلام نفرمود كه با چشم مىبيند، زيرا چنان كه در سابق ذكر شد، امام عليه السلام ملائكة را در شب قدر بچشم نمىبيند، بلكه تنها صداى آنها را مىشنود.