ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٢٩ - استدلال بر عدم امكان رؤيت خدا
فرمايد: (آيه ١١) دل آنچه را ديد دروغ نشمرد يعنى دل محمد آنچه را چشمش ديد، دروغ ندانست- سپس خدا آنچه را محمد ديده خبر دهد و فرمايد (آيه ١٨) پيغمبر از آيات بسيار بزرگ پروردگارش ديد، و آيات خدا غير خود خداست، و باز خدا فرمايد: مردم احاطه علمى بخدا پيدا نكنند، در صورتى كه اگر ديدگان او را بينند علمشان باو احاطه كرده و دريافت او واقع شده است. ابو قره عرض كرد: پس روايات را تكذيب مينمائيد. فرمود: هر گاه روايات مخالف قرآن باشند تكذيبشان كنم، و آنچه مسلمين بر آن اتفاق دارند اينست كه: احاطه علمى باو پيدا نشود، ديدگان او را ادراك نكنند، چيزى مانند او نيست،
٣-
محمد بن عبيد گويد: بحضرت رضا عليه السلام نامه نوشتم و در باره ديدن خدا و آنچه عامه و خاصه روايت كردهاند سؤال كردم و خواستم كه اين مطلب را برايم شرح دهد، حضرت بخط خود نوشت: همه اتفاق دارند و اختلافى ميان آنها نيست كه شناسائى از راه ديدن ضرورى و قطعى است، پس اگر درست باشد كه خدا بچشم ديده شود قطعا شناختن او حاصل شود، آنگاه اين شناختن بيرون از اين نيست كه يا ايمانست و يا ايمان نيست، اگر اين شناسائى از راه ديدن ايمان باشد پس شناسائى در دنيا كه از راه كسب دليل است ايمان نباشد زيرا اين شناسائى ضد آنست و بايد در دنيا مؤمنى وجود نداشته باشد زيرا ايشان خداى عز ذكره- را نديدهاند و اگر شناسائى از راه ديدن ايمان نباشد، شناسائى از راه كسب دليل بيرون از آن نيست كه يا در معاد نابود شود و نبايد نابود شود [و يا نابود نشود،] اين دليلست بر