ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٩ - كتاب عقل و جهل
و آكنده آن ايمان و بادبانش توكل و ناخدايش عقل و رهبرش دانش و لنگرش شكيبائى باشد. اى هشام- براى هر چيز رهبرى است و رهبرى عقل انديشيدن و رهبر انديشيد خاموشى است و براى هر چيزى مركبى است و مركب عقل تواضع است، براى نادانى تو همين بس كه مرتكب كارى شوى كه از آن نهىشدهئى.
اى هشام- خدا پيغمبران و رسولانش را بسوى بندگانش نفرستاد مگر براى آنكه از خدا خردمند شوند (يعنى معلومات آنها مكتسب از كتاب و سنت باشد نه از پيش خود) پس هر كه نيكوتر پذيرد معرفتش بهتر؟؟؟ و آنكه بفرمان خدا داناتر است عقلش نيكوتر است و كسى كه عقلش كاملتر است مقامش در دنيا و آخرت بالاتر است: اى هشام- خدا بر مردم دو حجت دارد: حجت آشكار و حجت پنهان، حجت آشكار رسولان و پيغمبران و امامانند (ع) و حجت پنهان عقل مردم است. اى هشام- عاقل كسى است كه حلال او را از سپاسگزارى باز ندارد و حرام بر صبرش چيره نشود. اى هشام- هر كه سه چيز را بر سه چيز مسلط سازد بويرانى عقلش كمك كرده است: آنكه پرتو فكرش را بآرزوى درازش تاريك كند و آنكه شگفتيهاى حكمتش را بگفتار بيهودهاش نابود كند و آنكه پرتو اندرز گرفتن خود را بخواهشهاى نفسش خاموش نمايد (هر كه چنين كند) گويا هوس خود را برويرانى عقلش كمك داده و كسى كه عقلش را ويران كند دين و دنياى خويش را تباه ساخته است. اى هشام- چگونه كردارت نزد خدا پاك باشد كه دل از فرمان پروردگارت بازداشته و عليه عقلت از هوست فرمان برده باشى. اى هشام- صبر بر تنهائى نشانه قوت عقل است. كسى كه از خدا خردمندى گرفت از اهل دنيا و دنياطلبان كناره گيرد و بآنچه نزد خداست بپردازد و خدا انيس وحشت او و يار تنهائى او