ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٧٠ - بقيه احاديث تفسير
مرد سائل گفت: مگر ايشان آن حكم را نميدانند؟ فرمود: چرا ميدانند ولى نميتوانند مطلبى را اجرا كنند تا در شبهاى قدر دستور يابند كه تا سال آينده چگونه رفتار كنند.
مرد سائل گفت: من نميتوانم اين موضوع را انكار كنم؟ امام فرمود: هر كه انكار آن كند، از ما نيست.
مرد سائل گفت: اى ابا جعفر بفرمائيد كه آيا براى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در شبهاى قدر علمى مىآمد كه آن را نميدانست؟ فرمود: اين سؤال براى تو روا نيست، اما نسبت بعلم گذشته و آينده، هر پيغمبر و وصيى كه بميرد وصى پس از وى آن را ميداند و اما اين علمى كه تو ميپرسى خداى- عز و جل- نخواسته كه جز خود اوصياء از آن اطلاع يابند، مرد سائل گفت: پسر پيغمبر! از كجا بدانم كه شب قدر در هر سالى هست؟ فرمود: چون ماه رمضان فرا رسد، در هر شب سوره «دخان» را صد مرتبه بخوان، چون شب بيست و سوم رسد، آنچه را پرسيدى تصديقش را ميبينى.
توضيح
- پيداست كه عمده مشكل اين مرد سائل در اين حديث شريف اينست كه: بامام عليه السلام ميگويد شما ميگوئيد: بمحض اينكه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله يا امام سابق بميرد، جانشين او تمام علوم او را و لو بطور كلى و سر بسته ميداند و باز در شبهاى قدر هر سال فرشتگان براى او علمى مىآورند، اگر پيغمبر و امام صلوات اللَّه عليهم همه چيز را ميدانند، پس آنچه در شبهاى قدر مىآورند چيست؟ و اگر در شبهاى قدر چيز تازهاى مىآورند، پس پيغمبر و امام عليهم السلام پيش از آن شب همه چيز را نميدانستهاند؟ مرد سائل اين مشكل را هشت مرتبه بعبارات مختلف سؤال ميكند و حضرت جوابش ميدهد كه: آنچه را ميدانند علوم و قوانينى است حقيقى و بتصويب رسيده ولى در شبهاى قدر فقط دستور اجراء آنها را دريافت ميكنند