ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢١٥ - توضيح عقائد جبر و تفويض و اختيار
باب جبر و قدر و امر بين الامرين
شرح
- كلمه «قدر» در اين عنوان بمعنى تفويض است و مقصود از اين عنوان موضوع مشهور و معروف خلق اعمال و مسأله جبر و تفويض است كه از مهمترين و مشكلترين مسائل مذهب است و در اين خصوص ميان طايفه اماميه و معتزله و اشاعره مباحثات و مناقشات دراز انجام يافته و بيشتر دانشمندان در اين خصوص رساله جداگانهاى نوشتهاند و عقايد ايشان فروع و منشعباتى پيدا كرده است ولى در اصل مسأله سه عقيده و مذاق بيش نبوده است: اول عقيده بجبر و خلاصهاش اينست كه هر كردار و گفتارى كه از انسان سر ميزند بقدرت و اراده خداست و قدرت و اراده انسان در آن هيچ تأثيرى ندارد بلكه انسان مانند ابزار دست كارگر است، خدا گاهى درخت را بصدا مىآورد و گاهى انسان را، زمانى رعد و برق و هوا را بجنبش مىآورد و زمانى انسان را بنا بر اين فرقى ميان گام برداشتن انسان و رعشه دست و پاى او نيست، اين عقيده شعارا شاعره است و سر سلسله اين عقيده جهم بن صفوان و ابو الحسن اشعرى است كه هر يك تابعين بسيارى دارند دوم عقيده بتفويض است باين معنى كه قدرت و اراده انسان در گفتار و كردارش از خود اوست و قدرت و اراده خدا در آن تأثير و مدخليت بىواسطه ندارد و نزد بعضى در اين معنى كلمه «قدر» هم بكار ميرود مانند بكار بردن مصنف در اين عنوان و نزد بعضى ديگر اين كلمه بمعنى «جبر» بكار ميرود، پيغمبر (ص) فرموده است:
«قدرية مجوس اين امت است» و هر يك از دو طايفه «مجبره و مفوضه» اين سخن را بر دسته مقابل تطبيق ميكنند. سوم عقيده باختياريا «امر بين الامرين» است كه مضمون روايات اين باب و ساير رواياتى است كه از ائمه هدى (ص) رسيده است، در تمام اين روايات جبر و تفويض (يا قدر) را رد كرده و بر بطلان آن استدلال فرموده و امر بين الامرين را ثابت نمودهاند چنان كه اكنون ذكر مىشود. معنى امر بين الامرين اجمالا اينست كه انسان در افعال خود نه چنان مجبور و بىاختيار است كه مانند ابزار دست كارگر باشد و از خود نيروى امتناع و دفاع نداشته باشد و نه چنان كه انسان در كردار خود مستقل باشد و خدا را هيچ گونه دخالتى در آن نباشد بلكه افعال او بهر دو طرف ربط و بستگى دارد هم بخدا و هم بخود او ولى بيان و توضيح اين عقيده و استدلالش معركه آراء و ميدان نجات و هلاكت شده و دانشمندان را حيران و پريشان كرده است و بهمين جهت اين مسأله از غوامض و مشكلات مسائل مذهبى بشمار آمده است در اينجاست كه صاحب كفاية الاصول چون به بن بست جبر از طريق استدلال گير كرده ميگويد «قلم اينجا رسيد و سر بشكست» مرحوم مجلسى در اينجا هشت قول از بزرگان دانشمندان نقل ميكند و بر هر يك ايراد و اعتراضى مينمايد و خودش در آخر قول نهمى احداث ميكند و آن را مستفاد از روايات ميداند، بسيارى از دانشمندان دليل دندان شكن بر اختيار را وجدان پاك خود انسان دانسته و اينكه خود انسان گاهى ميگويد «دلم خواست يا دلم