ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٧ - بيان سه معنى براى كلمه «علم»
(باب توصيف و فضيلت علم و فضل دانشمندان)
١-
امام هفتم عليه السلام فرمود: چون رسول خدا (ص) وارد مسجد شد ديد جماعتى گرد مردى را گرفتهاند فرمود: چه خبر است گفتند علامهايست. فرمود: علامه يعنى چه؟ گفتند: داناترين مردم است بدودمان عرب و حوادث ايشان و بروزگار جاهليت و أشعار عربى. پيغمبر فرمود: اينها علمى است كه تا دانش را زيانى ندهد و عالمش را سودى نبخشد، سپس فرمود: همانا علم سه چيز است:
آيه محكم، فريضه عادله، سنت پا برجا، و غير از اينها فضل است.
شرح
- در بيان اين حديث شريف اشاره بچند نكته لازمست: اول- كلمه «علم» در معانى مختلفى بكار ميرود: ١- بمعنى قطع و يقين مانند (ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ) يعنى بآن يقين ندارند تنها گمان ميكنند ٢- بمعنى مطلق دانستن در برابر جهل و نادانى مانند «هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ» مگر دانندگان با نادانان برابرند؟ ٣- بمعنى دانستن قواعد و كلياتى كه بر مصاديق و جزئياتش تطبيق كند چنان كه گويند: علم منطق، فلسفه، فقه، اصول، پيداست كه كلمه «علم» در اين حديث شريف بمعنى دوم و سوم مناسب است. دوم- علم از نظرهاى گوناگون تقسيمات مختلف و گوناگونى دارد مانند
العلم علمان: مطبوع و مسموع: العلم علمان: علم الابدان و علم الاديان
- علم بر دو قسمست:
علم غيب و شهود- علم بر چهار قسمست كه در حديث ١٣٤ همين كتاب بيان مىشود- گاهى علم را از نظر سود و زيان تقسيم ميكنند مانند:
لا خير في علم لا ينفع
. علمى كه سود ندهد خير ندارد و مانند همين حديث شريف كه علم را از اين نظر تقسيم نموده و علم سودمند سه قسم شمرده شده است. سوم- شخصى كه راجع بعلم يا هر موضوعى سخن ميگويد موقعيت و مسئوليتش در معنى سخنش تأثير ميكند پس بايد در مقام تفسير و بيان سخنش موقعيت و مسئوليت او را در نظر گرفت مثلا كلمه «آية و آيات يا آيه محكمه و آيات محكمات» در ٢٣٢ مورد از قرآن و ١٧ مورد از نهج البلاغه ذكر شده است و در تمام اين موارد بمعنى آيه قرآن يا نشانهاى كه از آن بخدا پى برند يا مطلق نشانه بكار رفته است در صورتى كه همين كلمه را اگر ابن سينا و ملا صدرا بدون قرينه ذكر كنند معنى برهان منطقى و صغرى و كبراى صحيح از آن فهميده مىشود و