ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٤٦ - طبقات پيغمبران و رسولان و ائمة عليهم السلام
پيغمبر است و بديگرى تجاوز نميكند (و خدا بوسيلهاى وظائف شخصى او را باو ميفهماند) ٢- پيغمبرى كه در خواب ميبيند و آواز هاتف را ميشنود ولى خود او را در بيدارى نميبيند و بر هيچ كس مبعوث نيست و خود او امام و پيشوائى دارد. چنانچه ابراهيم بر لوط (ع) امام بود ٣- پيغمبرى كه در خواب ميبيند و صدا را ميشنود و فرشته را مىبيند و بسوى گروهى كم يا زياد مبعوث است مانند يونس، خدا باو فرمايد: (١٤٧ سوره ٣٧) «ما او را بسوى صد هزار نفر بلكه بيشتر فرستاديم» امام فرمود: مقدار بيشتر سى هزار بود و يونس را پيشوائى بود (كه جناب موسى باشد و او شريعت موسى را ترويج ميكرد) ٤- پيغمبرى كه در خواب ميبيند و صدا را ميشنود و در بيدارى ميبيند و او امام است مانند پيغمبران اولو العزم، ابراهيم (ع) مدتى پيغمبر بود و امام نبود تا خدا فرمود: (١٢٤ سوره ٢)» من ترا امام مردم قرار دادم ابراهيم گفت از فرزندان من هم؟» خدا فرمود «پيمان من بستمكاران نرسد» كسى كه غير خدا يا بتى را پرستيده امام نگردد.
توضيح
- كلمه «عهد» را كه به پيمان معنى كرديم، مجلسى (ره) گويد، مقصود از عهد معنائيست كه شامل امامت شود و بمعنى فرمانى كه بفرمانداران نويسند، مىآيد و در اينجا كنايه از مقام خلافت خداست در زمين، و چون آيه شريفه امامت و پيشوائى امت را از ستمكاران نفى كرد، دلالت دارد بر ثبوت آن براى عادلان و همين آيه دليل است بر اينكه امام بايد معصوم باشد و گناهى از او سر نزند، زيرا غير معصوم نسبت بخود يا ديگرى ستمگر است.
٢-
امام صادق (ع) ميفرمود: خداى تبارك و تعالى ابراهيم را بنده خود گرفت پيش از آنكه پيغمبرش نمايد و او را بپيغمبرى برگزيد پيش از آنكه رسولش كند و رسول خود ساخت پيش از آنكه خليلش گرداند و خليلش گرفت پيش از آنكه امامش قرار دهد، پس چون همه اين مقامات را برايش گرد آورد