ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٢٣ - باب انتساب و خويشى
براى ما بيان كن، حضرت سه روز درنگ كرد و پاسخشان نداد سپس سوره «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» تا آخرش نازل شد.
٢-
حماد نصيبى گويد از امام صادق (ع) در باره «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» پرسيدم فرمود: نسبت خداست به مخلوقش يكتاست، مقصود مخلوق [بىخلل] است، هميشگى است، نياز مخلوق باوست او را دست آويزى نباشد كه نگاهش دارد، بلكه او همه چيز را با دستآويزشان نگهدارد، مجهول را شناسد و نزد هر جاهلى معروفست (زيرا معرفت حق فطرى بشر است و آثار وجودش عالم و جاهل را فرا گرفته است) يكتاست، نه مخلوقش در او باشند و نه او در مخلوقش، محسوس نيست و بلمس در نيايد، ديدگان دركش نكنند، بلند است تا آنجا كه نزديكست (رتبه علم و قدرتش بقدرى بالاست كه بهمه مخلوقش از نزديك احاطه دارد) نزديكست تا آنجا كه دور است (از شدت ظهورش مخفى است) نافرمانى شود و بيامرزد. اطاعت شود و پاداش دهد، زمينش او را فرانگيرد و آسمانهايش حامل او نگردند، او با قدرتش همه چيز را برداشته، بىپايان و بىآغاز است فراموش نكند، بيهودهگرى ننمايد غلط نرود، بازى نكند، خواستش را منعى نيست (هر چه خواهد فورا پديد آيد) داوريش (در قيامت) پاداش است (ستم و جور در آن نيست) و فرمانش جاريست: فرزند ندارد تا ارثش برند [چيزى از او جدا نشده تا قسمتى از او بديگرى منتقل شده باشد] زائيده نيست تا شريكش باشند (تا پدرانش انباز او بلكه بالاتر از او باشند) [از چيزى جدا نشده تا آن چيز در صفات و خصوصيات شريك و مانندش باشد] و هيچ كس همتاى او نيست.
٣-
از امام چهارم (ع) راجع بتوحيد پرسش شد، فرمود: خداى عز و جل دانست كه در آخر الزمان مردمى محقق و مو شكاف آيند از اين رو سوره «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» و آيات سوره حديد را كه آخرش «وَ هُوَ عَلِيمٌ