ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٣٢ - در باره آيه «لا تدركه الأبصار»
نور حجاب و حجاب يك هفتادم نور ستر، اگر آنها راستگويند چشم خود را بهمين خورشيد وقتى كه در ابر نباشد بدوزند.
٨-
حضرت رضا (ع) فرمود: رسول خدا (ص) ميفرمود: چون مرا بآسمان بردند، جبرئيل مرا بجائى رسانيد كه جبرئيل هيچ گاه بآنجا گام ننهاده بود، سپس از پيش ديده پيغمبر پرده برداشته شد و خدا از نور عظمت خويش بآن حضرت آنچه دوست داشت ارائه فرمود: (در باره آيه شريفه «ديدگان او را در نيابند ولى او ديدگان را دريابد).
٩-
ابن سنان گويد: امام صادق (ع) راجع به آيه (١٠٤ سوره ٦) ديدگان او را درنيابند، فرمود:
مقصود احاطه وهم است (يعنى معنى مقصود از آيه شريفه اينست كه خدا در خاطرها نگنجد و چشم دل باو دست نيابد) مگر نمىبينى خدا چه ميفرمايد (آيه ١٠٤ سوره انعام) از پروردگارتان بصيرتها سوى شما آمده، كه مقصود بينائى بچشم نيست (و نيز در آيه ١٠٤ سوره ٦) فرمايد هر كه بينا شد بسود خودش باشد كه مقصود بينائى بچشم نيست، (سپس فرمايد) و هر كه كور گشت بزيان خودش باشد، كه مقصود كورى چشم نيست، همانا مقصود احاطه و هم است چنان كه ميگويند فلانى بشعر بيناست و فلانى بفقه بيناست و فلانى بسكه پول بيناست و فلانى بلباس بيناست، خدا بزرگوارتر از اينست كه بچشم ديده شود. (خلاصه اينكه چون ديدن خدا بچشم محالست و هيچ كس خيال آن را نميكند آيه شريفه آن را نفى نكرده است تا از قبيل توضيح واضح باشد بلكه مقصود از آيه شريفه احاطه وهم است بخدا و گنجيدن كنه ذات در خاطر انسان