ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٥ - چرا مرحوم كلينى قده كتاب كافى را نوشت؟
دسته ساخت: مردم سالم و بىعيب و كوران و زمين گيران (مراد بدسته اول آنهايند كه شرايط تكليف را دارند و مقصود از دسته دوم ديوانگان و كودكانند كه تكليف ندارند) پس سالمان را بعد از آنكه ابراز تكليفشان را كامل ساخت، بامر و نهى مخصوص گردانيد و از معيوبان تكليف را برداشت زيرا آفرينش ايشان را طورى قرار داد كه تحمل آموزش و پرورش نتوانند كرد و سالمان را سبب بقاى ايشان قرار داد و بقاء سالمان را بآموزش و پرورش مقرر فرمود. اگر براى سالمان جهالت روا باشد روا بود كه تكليف از ايشان برداشته شود و در آن صورت آمدن دستورات و كتب آسمانى و پيمبران بيهوده باشد و اين خود موجب فساد تدبير و رجوع بگفتار طبيعيين است. بنا بر اين مقتضاى عدل و حكمت الهى اينست كه مخلوقى را كه قابل تكليف آفريده امر و نهى كند تا وجود ايشان بيهوده و مهمل نباشد و بعظمت و يگانگى و ربوبيتش اقرار كنند و بدانند كه او خالق و رازق ايشانست، زيرا گواهان پروردگاريش هويدا و حجتهايش آشكار و روشن و علاماتش واضح است، مردم را بيگانگى خداى عز و جل دعوت كنند و بربوبيت و خدائى سازنده خويش گواهى دهند زيرا آثار صنع خدا و شگفتيهاى تدبيرش در آنها نمايانست. خدا هم اين مردم را بشناسائى خود دعوت بر خود نموده تا نشناختن خود و دين و احكامش را بر مردم روا نداشته باشد زيرا شخص حكيم جهالت و انكار دين را روا نداند از اين جهت فرموده است (١٦٩ سوره ٧) مگر در كتاب از آنها پيمان گرفته نشد كه در باره خدا جز حق نگوئيد» و نيز فرمود: (٤١ سوره ١٠) بلكه تكذيب