ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٣٧ - اسلحه و متاعى كه از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نزد ائمه است
و همين است كه گويد (٩٤ سوره يوسف ١٢) «اگر سفيهم نميخوانيد من بوى يوسف را احساس ميكنم» و آن همان پيراهنى بود كه خدا از بهشت فرستاده بود.
عرضكردم: قربانت گردم آن پيراهن بچه كس رسيد؟ فرمود: باهلش رسيد، سپس فرمود: هر پيغمبرى كه دانش يا چيز ديگرى را بارث گذاشته [دريافته] بآل محمد صلّى اللَّه عليه و آله رسيده است.
اسلحه و متاعى كه از پيغمبر (ص) نزد ائمه است
١-
سعيد سمان گويد: نزد امام صادق عليه السلام بودم كه دو مرد زيدى مذهب بر آن حضرت وارد شدند و گفتند: آيا در ميان شما امامى كه اطاعتش واجب باشد هست؟ (و مقصودشان اثبات امامت زيد بن على بن الحسين عليهما السلام بود) فرمود: نه (امامى كه مقصود شماست در ميان ما نيست) آن دو نفر گفتند:
مردمان موثق بما خبر دادند كه شما بآن فتوى دهى و اعتراف كنى و عقيده دارى و آن خبر دهندگان فلان و فلان هستند كه نام ميبريم و ايشان داراى تقوى و كوشش در عبادتند و دروغ نگويند، امام صادق عليه السلام در غضب شد و فرمود: من بآنها چنين دستورى ندادهام، چون آن دو نفر آثار غضب بر چهره امام ديدند، بيرون رفتند.
حضرت بمن فرمود: اين دو نفر را ميشناسى؟ عرضكردم: آرى، اينها اهل بازار ما هستند و از طايفه زيدية ميباشند و عقيده دارند كه شمشير پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نزد عبد اللَّه بن حسن است، فرمود: خداى- لعنتشان كند، دروغ ميگويند. بخدا كه عبد اللَّه بن حسن آن را نديده نه با يك چشم و نه با دو چشمش و