ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٥٥ - بقيه احاديث تفسير
مىشود، زيرا فيصل دادن هر امر محكم بآنها ابلاغ مىشود) اگر بتو بگويند: خداى عز و جل اين امر را جز بسوى پيغمبر نفرستد، تو بگو: آيا اين امر محكم كه فيصل داده مىشود و بتوسط فرشتگان و جبرئيل فرود مىآيد آنها از آسمانى بآسمانى نزول كنند يا از آسمان بزمين؟ اگر گويند: تنها از آسمانى بآسمانى نزول كنند، (درست نيست) زيرا در آسمان كسى نيست كه از اطاعت بمعصيت گرايد (و فيصل دادن در مورد گناه و طغيان و اختلافست) و اگر بگويند: از آسمان بزمين آيند و اهل زمين بفيصل دادن احتياج زيادى دارند، تو بگو: پس ايشان چارهئى جز اين دارند كه سيد و بزرگترى داشته باشند و نزدش محاكمه كنند؟.
اگر گويند: خليفه وقت حاكم ايشانست، تو بگو (٢٥٦- بقره) «خدا سرپرست كسانى است كه ايمان آوردند، ايشان را از تاريكيها بسوى نور برد- تا آنجا كه فرمايد-: در دوزخ جاودانند» بجانم قسم كه در زمين و آسمان، سرپرستى از طرف خداى- عز ذكره- نيست، جز اينكه مؤيد است و كسى كه تأييد شود خطا نكند و در روى زمين دشمنى براى خدا نباشد، جز اينكه بىياور باشد و هر كه بىياور باشد، بحق نرسد همچنان كه لازمست از آسمان براى مردم زمين فرمان و قانون نازل شود، لازمست حاكمى هم باشد.
اگر گويند: آن حاكم را نميشناسيم، بآنها بگو. هر چه خواهيد بگوئيد، خداى عز و جل نخواسته است كه بندگان را بعد از محمد صلّى اللَّه عليه و آله بدون حجت گذارد.
امام صادق عليه السلام فرمايد: الياس ايستاد و گفت: اى پسر پيغمبر در اينجا موضوعى است مشكل، بمن بفرمائيد: اگر آنها گويند حجت خدا تنها قرآنست، (چه بايد گفت؟) فرمود: آنگاه من بآنها ميگويم: قرآن زبان ندارد كه امر و نهى كند ولى قرآن اهلى دارد كه آنها امر و نهى ميكنند (و جزئيات