ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٥٥ - شناختن امام و مراجعه باو
درجه كامل خداشناسى نبود اين شرايط را داخل نميفرمود چنانچه در باب (ادنى المعرفة) بيان شد و باز در اينجا هم كه درجه كامل گوئيم، بملاحظه استعداد و ظرفيت ابو حمزة است و ممكن است براى صحابى ديگرش درجه كاملترى طبق استعداد او بيان فرمايد:
٢-
يكى از دو امام باقر و صادق (ع) فرمود: بنده خدا مؤمن نباشد تا آنكه خدا و رسولش و همه ائمه و امام زمانش را بشناسد و در امورش بامام زمانش رجوع كند و تسليمش باشد، سپس فرمود: چگونه ممكن است كسى امام آخر را (كه امام زمان اوست) بشناسد و امام اول را نشناسد (از اين جهت معرفت همه ائمه در ايمان شرط شد كه طريق شناختن همه امامان يكى است و امام لاحق بنص امام سابق شناخته گردد).
٣-
زرارة گويد: بامام باقر (ع) عرض كردم: بمن بفرمائيد كه آيا معرفت امام از شما خانواده بر تمام خلق واجبست؟ فرمود: خداى عز و جل محمد (ص) را بر تمام مردم بعنوان رسول و حجت خدا بر همه خلقش در روى زمين مبعوث فرمود، پس هر كه بخدا ايمان آورد و بمحمد رسول خدا (ص) ايمان آورد و پيرويش كند و تصديقش نمايد معرفت امام از ما خانواده بر او واجبست و كسى كه بخدا و رسولش ايمان نياورد و از او پيروى نكند و تصديقش ننمايد و حق خدا و رسولش را نشناسد، چگونه معرفت امام بر او واجب باشد در صورتى كه بخدا و رسولش ايمان نياورده و حق آنها را نشناخته است (بلكه بر او واجبست اولا خدا و رسولش را بشناسد و از رسول پيروى كند) عرض كردم: پس چه ميفرمائيد در باره كسى كه بخدا و رسولش ايمان آورده و پيغمبر را نسبت بآنچه خدا بر او نازل كرده باور دارد، بر چنين اشخاص حق معرفت شما لازمست؟ فرمود: آرى مگر اينان (عامه و اهل سنت) بفلان و فلان (ابو بكر و عمر) معرفت ندارند؟ عرض كردم: چرا (از سؤال حضرت استفاده مىشود كه هر كس بخدا و رسولش ايمان آورد لازمست براى جانشينى پيغمبر و حفظ و ترويج شريعت به پيشوائى معتقد شود، چنانچه اهل سنت هم اين قاعده را قبول دارند ولى آنها در تعيين امام و خليفه باشتباه