ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٣٥ - توضيح چگونگى نداشتن خدا
نهى از توصيف خدا بغير آنچه خود توصيف نموده
١-
ابن عتيك گويد: بامام صادق (ع) نامه نوشتم و توسط عبد الملك بن اعين فرستادم كه: مردمى در عراق خدا را بشكل و ترسيم وصف ميكنند، اگر صلاح دانيد- خدا مرا قربانت كند- روش درست خداشناسى را برايم مرقوم داريد. حضرت بمن چنين نوشت: خدايت رحمت كناد از خداشناسى و عقيده مردم معاصرت سؤال كردى، برتر است آن خدائى كه چيزى مانند او نيست و او شنوا و بيناست، برتر است از آنچه توصيف كنند: توصيفكنندگانى كه او را بمخلوقش تشبيه كنند و بر او تهمت زنند، بدان كه- خدايت رحمت كناد- روش درست خداشناسى آنست كه قرآن در باره صفات خداى- جل و عز- بآن نازل شده- بطلان و تشبيه را از خدا بر كنار ساز، نه سلب درست است و نه تشبيه (يعنى نه نفى و انكار خدا و نه تشبيه او بمخلوق) اوست خداى ثابت موجود، برتر است خدا از آنچه واصفان گويند، از قرآن تجاوز نكنيد كه پس از توضيح حق گمراه شويد.
٢-
ابو حمزة گويد: امام چهارم (ع) بمن فرمود: اى ابا حمزة: همانا خدا بهيچ محدوديتى توصيف نشود، پروردگار ما بزرگتر از وصف است، چگونه بمحدوديت وصف شود آنكه حدى ندارد بينائيها او را درك نكنند و او بينائيها را درك كند و او لطيف و آگاهست.