ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٦٩ - توضيح آيه «و اولى الأمر منكم
گواه ميگيرم كه توئى آن حجت و اطاعت تو لازمست، فرمود: بس است خدايت رحمت كناد. عرضكردم سر ترا پيش آور تا ببوسم، پس سرش بوسيدم، حضرت تبسم نمود و سپس فرمود: هر چه خواهى از من بپرس كه بعد از اين ترا هرگز ناشناس ندانم، (به حديث ٤٢٦ رجوع شود).
١٦-
حسين بن ابى العلاء گويد بامام صادق (ع) عرضكردم، اوصياء پيغمبر اطاعتشان واجبست؟
فرمود: بلى، ايشانند كه خداى عز و جل در باره آنها فرموده (٦٣ سوره ٤) «و اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيغمبر و صاحبان امر از خودتان را» و ايشانند كه خدا در باره آنها فرموده (٩١ سوره ٥) «ولى شما خداست و رسولش و كسانى كه ايمان آورده و نماز ميگذارند و در حال ركوع صدقه ميدهند» (بحديث هفتم همين باب مراجعه شود).
١٧-
عبد الاعلى گويد: شنيدم امام صادق (ع) ميفرمود: شنيدن و اطاعت نمودن از درهاى خير است، بر كسى كه بشنود و فرمانبرد حجتى نيست، و آنكه بشنود و نافرمانى كند حجت و عذرى ندارد و امام مسلمين در روزى كه خداى عز و جل را ملاقات كند حجت و احتجاجش تمامست (زيرا او امام بحق است و در تبليغ هم كوتاهى نكرده است) سپس فرمود: خداى تبارك و تعالى ميفرمايد: (٧٤ سوره ١٧) «روزى كه هر مردمى را با [ا] مامشان ميخوانيم» (يعنى روز قيامت مثلا گوئيم: شيعيان امام صادق! شيعيان ابو حنيفه! شيعيان مالك!)