ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٦٧ - توضيح آيه «و اولى الأمر منكم
اطاعتش را واجب دانسته و بعد از او على بن حسين امامست و خدا اطاعتش را واجب كرده (همين طور گفتم) تا بخود حضرت رسيد، سپس عرضكردم: توئى امام، خدايت رحمت كند، فرمود: دين خدا و دين ملائكه او همين است.
١٤-
امير المؤمنين عليه السلام فرمود: همنشينى با عالم (امام باشد يا دانشمند ربانى) و پيروى از او دينىست كه خدا بوسيله آن ديندارى و پرستش شود و اطاعت عالم موجب بدست آمدن حسنات و محو گناهانست و براى مؤمنين ذخيرهاى است و در زمان حيات مايه سربلندى و پس از مرگ موجب ذكر خير است.
١٥-
منصور بن حازم گويد: بامام صادق (ع) عرضكردم: همانا خدا بزرگوارتر و گراميتر است از اينكه بوسيله مخلوقش شناخته شود بلكه مخلوق بوسيله خدا شناخته شوند [بوسيله خدا بشناسند] فرمود درست گفتى، عرضكردم. هر كه بداند پروردگارى دارد سزاوار است كه بداند براى او خرسندى و خشمى است و خرسندى و خشم او جز بوسيله وحى يا پيغمبر فهميده نشود و كسى كه وحى بر خودش نازل نشود بايد كه در طلب پيغمبران باشد و چون ايشان را ملاقات كرد، بداند كه ايشانند حجت خدا و اطاعتشان لازمست من بمردم (اهل سنت) گفتم مگر نميدانيد كه رسول خدا (ص) حجت خدا بود بر خلقش؟ گفتند چرا، گفتم چون او درگذشت حجت خدا كيست؟ گفتند: قرآن، من در قرآن نظر كردم و ديدم سنى و قدرى و حتى زنديقى كه بآن ايمان ندارد بآن استشهاد ميكنند تا بر مردان طرف مقابل خود غلبه كنند، پس فهميدم كه