ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٨٤ - توضيح مرحوم كلينى قسمتهائى از خطبه مولى را و تمجيد از آن
افزون طلب و انباز گردنكش كمك گيرد بلكه همه آفريدگان پروريده و بندگان سربزيرند.
منزه باد خدائى كه آفرينش آنچه اختراع كرده و سرپرستى آنچه آفريده برنجش نينداخته، از ناتوانى و خستگى نيست كه بهمين قدر كه آفريده اكتفا كرده (بلكه در آفرينش بيش از اين مقدار حكمت و مصلحت نديده) آنچه را آفريده دانسته و آنچه را بصلاح دانسته آفريده است در اثر انديشه و علم پيداشدهئى نبوده كه در آفرينش خطا نكرده، و آنچه را نيافريده بواسطه ترديدش نبوده بلكه آفرينش او قضاء و فرمانيست ناگسستنى و دانشى است محكم و فرمانيست استوار، بربوبيت يگانه گشته و خود را بيگانگى مخصوص گردانيده و بزرگوارى و ستايش را از آن خود كرده، بتوحيد و بزرگى و نوربخشى يگانه گشته و بستايش يكتا شده و ببزرگوارى مخصوص است، از گرفتن فرزندان برتر است و از آميزش زنان پاكيزه و مقدس است، از همسايگى انبازان عزيز و والاست در آنچه آفريده ضدى ندارد و در آنچه مالك شده همانندى ندارد؟ هيچ كس در ملك او شريك نگشته، يگانه و يكتا و بىنياز است، نابودكننده هميشگى و جاى گزين پايان است (هر دراز عمرى را خدا نابود كند و خودش هميشه باقيست) آنكه هميشه بوده و هميشه باشد، يگانه است و ازلى پيش از آغاز روزگار بوده و پس از گذشت امور باشد، نابود نگردد، و تمام نشود، بدين گونه پروردگارم را ميستايم، شايسته پرستشى جز خدا نيست شگفتا از بزرگى كه چه بزرگست و از والائى كه چقدر والاست و از عزيزى كه چه اندازه عزيز است و از آنچه ستمگران در بارهاش گويند بلندى بسيار دارد (ثقة الاسلام كلينى ره فرمايد) اين خطبه از خطبههاى مشهور آن حضرتست و از زيادى شهرت عامه مردم آن را كوچك شمردهاند در صورتى كه همين خطبه براى كسى كه علم توحيد جويد كافى