ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٧٥ - باب عرش و كرسى
توضيح
- چنانچه از بعضى اخبار استفاده مىشود، ديصانى طبيعى مذهب بوده و بعضى گفتهاند قائل بدو خدا بوده است و گويا استدلال او از آيه شريفه بر مذهب خويش چنين است كه: كلمه اله (معبود) در آيه تكرار شده است و نكره هم ميباشد پس معنى آنست كه آسمان طبيعتى دارد كه منشأ و مبدأ آنست و زمين هم طبيعتى اين گونه دارد اگر خدا و مبدأ يكى ميبود بايد بگويد «او در آسمان و زمين اله است» و حاصل جواب حضرت آنست كه كه كلمه «اله» اسمى است براى ذات خداى متعال و هيچ گاه اسم باختلاف امكنه و نقاط اختلاف پيدا نميكند همچنان كه ترا در بصره «ابو شاكر» گويند و در كوفه هم ابو شاكر خوانند خداى متعال را هم در آسمان و زمين و بيابان و دريا «اله» خوانند.
باب عرش و كرسى
١-
جاثليق از امير المؤمنين عليه السلام پرسيد و گفت: بمن بگو آيا خداى عز و جل عرش را حمل ميكند يا عرش او را حمل مينمايد؟ حضرت فرمود: خداى عز و جل حامل عرش و آسمانها و زمين و آنچه در آنها و ميان آنهاست ميباشد و اين گفتار خود خداى عز و جل است (٤١ سوره ٣٥) «خدا آسمانها و زمين را نگه ميدارد كه نيفتد جز او هيچ كس نگهشان نميدارد و او بردبار و آمرزنده است. جاثليق گفت: پس چگونه خدا فرمايد (١٧ سوره ٦٩) در آن روز هشت نفر عرش پروردگار ترا در بالايشان حمل كنند و شما گفتى خدا عرش و آسمانها و زمين را حمل كند. حضرت فرمود: همانا خداى تعالى عرش را از چهار نور آفريد: نور سرخى كه هر سرخى از آن سرخى گرفت و نور سبزى كه هر سبزى از آن سبزى يافت و نور زردى كه هر زردى از آن زردى گرفت و نور سفيدى كه از آن سفيد شد و آن دانشى است كه خدا بحاملين عطا فرموده است و آن نوريست از عظمت او، پس خدا به سبب عظمت و نورش دلهاى مؤمنان را بينا